
به مناسبت دهم اکتبر، «روز جهانی سلامت روان»، پیشتر مطالبی با عنوان «کاربرد هوش مصنوعی در مراقبت از سلامت روان» و «مزایا و معایب هوش مصنوعی در سلامت روان» منتشر شد. در بخش سوم و پایانی دربارۀ «هوش مصنوعی برای مراقبت روان» خواهیم گفت.
1. آگاهی: چگونه هوش مصنوعی میتواند در افزایش آگاهی دربارۀ مسائل سلامت روان کمک کند؟
از طریق استفاده از فناوریهای پیشرفته مانند پردازش زبان طبیعی، تحلیل احساسات و دادهکاوی، ابتکارات مبتنی بر هوش مصنوعی تواناییهای قابل توجهی در انتشار اطلاعات دقیق، مبارزه با استیگما و ترویج گفتوگو در مورد سلامت روان نشان دادهاند. این ترکیب هوش مصنوعی و آگاهی از سلامت روان یک مسیر نوآورانه را ارائه میدهد که پتانسیل انقلابی در نحوۀ درک و بحث جامعه دربارۀ مسائل سلامت روان دارد.
توانایی هوش مصنوعی در پردازش و تحلیل حجم وسیعی از دادهها، همراه با ظرفیت آن برای تعامل با افراد، چشماندازهای امیدوارکنندهای برای ایجاد کمپینهای آگاهی تأثیرگذار فراهم میآورد. یکی از کاربردهای قابل توجه هوش مصنوعی در آگاهی از سلامت روان، تحلیل و تنظیم دادههای رسانههای اجتماعی است. پلتفرمهایی مانند توییتر و اینستاگرام حاوی محتوای تولید شده توسط کاربران هستند که میتوانند برای سنجش احساسات عمومی نسبت به موضوعات سلامت روان مورد استفاده قرار گیرند. الگوریتمهای تحلیل احساسات مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند عواطف بیان شده در پستها را تشخیص دهند و به محققان و سازمانهای سلامت روان کمک کنند تا تغییرات در گفتوگوی عمومی را رصد کرده و موضوعات کلیدی که نیاز به ابتکارات آگاهی هدفمند دارند را شناسایی کنند.
این تحلیل به درک بهتر نگرشهای غالب، تصورات نادرست و برداشتهای در حال تحول مرتبط با سلامت روان کمک میکند. چتباتهای مبتنی بر هوش مصنوعی نیز بهعنوان ابزارهای تعاملی برای انتشار اطلاعات دقیق و منابع آموزشی دربارۀ سلامت روان ظهور کردهاند. این عوامل مبتنی بر هوش مصنوعی با کاربران در گفتوگوهای همدلانه مشغول میشوند و راهنمایی، استراتژیهای مقابلهای و ارجاعات به کمک حرفهای و سایر خدمات حمایتی موجود را ارائه میدهند. با ارائۀ حمایت شخصیسازی شده و انتشار دانش، چتباتها بهطور مؤثری شکاف اطلاعاتیای را که اغلب حول مسائل سلامت روان وجود دارد، پر میکنند و بدین ترتیب افراد را تشویق میکنند تا در صورت نیاز کمک بگیرند.
آموزش روانشناختی جزء اساسی تلاشهای آگاهی از سلامت روان است که دانش ضروری و استراتژیهای مقابلهای را به افراد ارائه میدهد. پلتفرمهای آموزشی تقویتشده با هوش مصنوعی این امر را با استفاده از تکنیکهای دادهکاوی برای تنظیم محتوای مناسب بر اساس نیازهای متنوع کاربران بیشتر تقویت میکنند. این شخصیسازی تعامل کاربران را افزایش میدهد و اطمینان حاصل میکند که مواد آموزشی هم مرتبط و هم قابل ارتباط با تجربیات فردی هستند و بدین ترتیب درک عمیقتری از مفاهیم سلامت روان ایجاد میکنند.
2. پشتیبانی: هوش مصنوعی چگونه میتواند از افرادی که نگرانیهای مربوط به سلامت روان دارند حمایت کند؟
نگرانیهای مربوط به سلامت روان چالشی جهانی است و نیازمند رویکردهای نوآورانه برای حمایت از افراد در مسیر بهزیستی است. همگرایی هوش مصنوعی و مراقبت از سلامت روان باعث اتخاذ راهحلهای منحصربهفردی شده است که مکمل روشهای سنتی است. هوش مصنوعی (AI) با استفاده از الگوریتمهای پیچیده و توانایی پردازش حجم عظیمی از دادهها، میتواند بهطور مؤثری در زمینۀ سلامت روان به افراد کمک کند. این فناوری میتواند در چندین حوزۀ کلیدی به حمایت از بیماران و متخصصان سلامت روان بپردازد:
تشخیص زودهنگام: هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههای رفتاری، نشانههای اولیۀ اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب را شناسایی کند. این تشخیص زودهنگام میتواند فرصت مداخلۀ سریع و پیشگیری از پیشرفت بیماری را فراهم کند.
تحلیل احساسات و رفتار: ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند با تجزیه و تحلیل رفتارهای آنلاین، نوشتهها و گفتارها، علائم اضطراب و افسردگی را شناسایی کنند. این کار به درمانگران کمک میکند تا نیازهای بیماران را سریعتر شناسایی کنند و مداخلات بهموقع ارائه دهند.
پشتیبانی ۲۴ ساعته: چتباتها و دستیاران مجازی مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند در هر زمان از شبانهروز به افراد کمک کنند. این ویژگی برای افرادی که در مواقع بحرانی به کمک فوری نیاز دارند بسیار مفید است.
شخصیسازی درمان: هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههای گسترده از بیماران مختلف، درمانهایی را که برای هر بیمار بیشترین تأثیر را دارد شناسایی کند. این امر به درمانگران کمک میکند تا برنامههای درمانی دقیقتر و متناسبتر طراحی کنند.
کاهش هزینهها: استفاده از هوش مصنوعی در مشاوره و درمان روانی میتواند هزینهها را کاهش دهد، چرا که نیاز به حضور مشاور یا روانشناس انسانی برای هر جلسه کاهش مییابد.
این کاربردها نشاندهندۀ پتانسیل بالای هوش مصنوعی در تغییر چهرۀ مراقبتهای سلامت روان هستند. با ادغام فناوریهای نوین، میتوان روشهای جدیدی برای حمایت از افراد با نگرانیهای سلامت روان ایجاد کرد که نه تنها دسترسی به خدمات را افزایش میدهد بلکه کیفیت درمان را نیز بهبود میبخشد.
متخصصان مراقبتهای روانی میتوانند بهطور فعال استراتژیهای تعامل مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی را برای هدایت مؤثر سفر بهبودی برای افرادی که با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکنند، به کار گیرند. بهعنوان مثال، فناوریهای هوش مصنوعی را میتوان بهطور یکپارچه در برنامههای تلفن همراه ادغام کرد تا یادآوریهای بهموقع برای برنامههای دارویی ارسال شود، عوارض جانبی ردیابی شود، پاسخهای دارویی نظارت شود، تبعیت را افزایش دهند و همکاری بین افراد و ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی را تسهیل کنند. برنامههای مبتنی بر هوش مصنوعی همچنین میتوانند نوسانات خلق و خو را بررسی کنند و بینشهایی را در مورد محرکهای بالقوه ارائه دهند، به افراد امکان میدهند الگوها را شناسایی کرده و تصمیمگیری آگاهانه در مورد مراقبت از خود بگیرند.
حس شخصی که بهعنوان فنوتیپ دیجیتال نیز شناخته میشود، مستلزم استفاده از اطلاعات دیجیتال برای ارزیابی و مشاهدۀ بهزیستی ذهنی یک فرد است. هوش مصنوعی میتواند محتوای به اشتراک گذاشته شده در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، سوابق پزشکی و سایر منابع را تجزیه و تحلیل کند. از طریق، هوش مصنوعی میتواند تغییرات قابل توجهی را در رفتاری که یاد گرفته است با شرایط سلامت روان مرتبط باشد، شناسایی کند. بهعنوان مثال، اگر فردی که بهطور منظم از ساعت هوشمند برای نظارت بر فعالیت بدنی استفاده میکند، بهطور ناگهانی از سطح فعالیت بالا به حالت عمدتاً بیتحرک منتقل میشود، فناوری هوش مصنوعی ممکن است این تغییر را بهعنوان شاخص بالقوۀ افسردگی تفسیر کند. این تعبیر با الگوی معمولی کاهش سطح انرژی و کاهش انگیزه برای شرکت در تمرینات بدنی که اغلب در موارد افسردگی مشاهده میشود، مطابقت دارد. علاوه بر این، هوش مصنوعی میتواند با تسهیل گروهها و جوامع پشتیبانی آنلاین، که در آن افراد میتوانند تجارب و استراتژیها را مبادله کنند، ارتباطات میان افرادی را که با چالشهای مشابه روبرو هستند، تقویت کند. همچنین، برنامههای مبتنی بر هوش مصنوعی، مانند ردیابی پیشرفت یک فرد در طول زمان و ارائۀ بازخورد در مورد تلاشهای آنها، میتوانند انگیزۀ پایدار برای بهبودی را افزایش دهند.
3. مداخله: هوش مصنوعی چگونه میتواند در مداخله و درمان اختلالات سلامت روان کمک کند؟
هوش مصنوعی مدرن و یادگیری ماشین، بهویژه، امکانات گستردهای را برای پیشبینی، تشخیص و راهحلهای درمانی در حوزۀ مراقبت از سلامت روان ارائه میکنند. این فناوری نه تنها این ظرفیت را دارد که به پزشکان سلامت روان در تعریف مجدد بیماریهای روانی کمک کند، بلکه همچنین میتواند این شرایط را در مراحل اولیه و پیشدرآمدی که مداخلات میتوانند حداکثر کارایی را به همراه داشته باشند، شناسایی کند.
علاوه بر این، هوش مصنوعی امکان شخصیسازی درمانها را بر اساس ویژگیهای منحصربهفرد یک فرد فراهم میکند. در زمینۀ پیشبینی و پیشگیری، هوش مصنوعی میتواند خطر ابتلا به اختلالات روانی خاص را بر اساس مشخصات فردی، استعداد ژنتیکی و عوامل محیطی ارزیابی کند. این امکان اقدامات پیشگیرانه را برای جلوگیری یا کاهش شروع اختلالات فراهم میکند.
یک سیستم پشتیبانی تصمیمگیری مبتنی بر هوش مصنوعی (DSS) توسعه یافته است که بهطور موثری اختلالات روانی مختلف را شناسایی و تشخیص میدهد. الگوریتمهای هوش مصنوعی میتوانند منابع دادههای متنوعی مانند سوابق الکترونیکی سلامت، تستهای تشخیصی و الگوهای رفتاری را برای تشخیص زودهنگام علائم اختلال سلامت روان، امکان مداخلۀ بهموقع و پیشآگهی بهبودیافته را بررسی کنند.
از نظر درمان، مطالعات متعدد نشان دادهاند که چتباتهای مبتنی بر «پردازش زبان طبیعی» (NLP) توانایی شناسایی مسائل مربوط به سلامت روان را از طریق یک رویکرد مبتنی بر سؤال شبیه به کارمندان سلامت روان دارند. بهعنوان مثال، رباتهای گفتوگو ممکن است در مورد جنبههای مختلفی از جمله خلقوخو، سطح استرس، انرژی و الگوهای خواب پرسوجو کنند. متعاقباً، این پاسخها تجزیهوتحلیل میشوند و ربات چت را قادر میسازد تا تکنیکهای درمانی مختلف را توصیه کند. این توصیهها شامل اصلاحات صرفاً رفتاری، مانند درگیر شدن در فعالیتهایی مانند پیادهروی، مدیتیشن، و تکنیکهای تمدد اعصاب یا راهنمایی فرد برای جستجوی حمایت پزشکی است. علاوه بر این، در مواردی که ایمنی فوری بیمار نگرانکننده است، ربات چت میتواند فوراً به ارائهدهندۀ مراقبتهای بهداشتی خود اطلاع دهد.
با گسترش مداخلات درمانی، هوش مصنوعی میتواند رویکردهای درمانی سنتی را با ارائۀ تمرینها و مداخلات رفتاری شناختی از طریق پلتفرمهای دیجیتال تقویت کند. این ابزارها یادگیری را تقویت میکنند، پشتیبانی مداوم را ارائه میدهند و پیشرفت را در طول زمان پیگیری میکنند. برنامههای کاربردی سلامت روان مبتنی بر هوش مصنوعی، پشتیبانی در دسترس و راحت را برای افراد، بهویژه افرادی که ممکن است دسترسی محدودی به خدمات درمانی سنتی داشته باشند، ارائۀ کمکها و مداخلات درخواستی، و کاهش بیشتر موانع در جستجوی کمک، ارائه میکنند.
علاوه بر این، سیستمهای نوروفیدبک مبتنی بر هوش مصنوعی و رابطهای مغز و رایانه راههای جدیدی برای تنظیم فعالیت مغز و حالات عاطفی ارائه میدهند. این رابط ها بازخورد فوری در مورد حالات ذهنی ارائه میدهند و افراد را قادر میسازند تا مهارتهای خود تنظیمی را توسعه دهند. علاوه بر این، هوش مصنوعی میتواند نقش مهمی در تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوری شدۀ بیمار، ایجاد بینش و توصیههایی برای پزشکان برای تصمیمگیری صحیح در درمان، و در نتیجه بهینهسازی نتایج بالینی ایفا کند.
فراتر از طیف گستردۀ ابزارهای هوش مصنوعی که آگاهی، سیستمهای پشتیبانی و مداخلات در سلامت روان را افزایش میدهند، به همان اندازه ضروری است که به مزایای خاصی که این برنامههای کاربردی مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم میکنند، بپردازیم.
ادغام هوش مصنوعی و محاسبات احساسی به چیزی به نام «هوش مصنوعی احساسی» (Emotional AI) منجر شده است. این فناوریها بهگونهای طراحی شدهاند که بتوانند احساسات انسانها را درک کنند، از آنها یاد بگیرند و با آنها تعامل داشته باشند. هرچند که این فناوری هنوز در مراحل ابتدایی خود است، اما بهسرعت در حال گسترش در جنبههای مختلف زندگی روزمرۀ ماست، از دستگاههای شخصی گرفته تا محیطهای کاری و آموزشی.
یکی از بخشهای کلیدی هوش مصنوعی احساسی، حس کردن احساسات است که ریشههای آن به محاسبات احساسی در دهۀ 1990 برمیگردد. این فناوری با استفاده از هوش مصنوعی ساده و محدود، تلاش میکند تا وضعیتهای احساسی را بفهمد و با آنها ارتباط برقرار کند. برای این کار، دادههای مختلفی مانند کلمات، تصاویر، حالت صورت، جهت نگاه، حرکات بدن، صدا و حتی نشانههای فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب و دما را تحلیل میکند.
برای تشخیص احساسات، میتوانیم از حالتهای صورت، نمونههای صوتی یا دادههای بیوفیدبک استفاده کنیم. سپس این اطلاعات به ما کمک میکند تا بفهمیم چه احساسی داریم و چگونه میتوانیم با دستگاهها و محتوای رسانهای بهتر تعامل کنیم. همچنین میتواند به ما کمک کند تا احساسات خود را بهتر بشناسیم و درک کنیم.
تکنیکهای یادگیری ماشین معمولاً برای انجام این کارها مورد استفاده قرار میگیرند. و بهطور کلی، هدف هوش مصنوعی احساسی این است که تعاملات ما با تکنولوژی را بهبود بخشد و تجربههای عاطفی ما را غنیتر کند.
این فناوری فراتر از محدودیتهای انسانی عمل میکند و امکان تشخیص دقیقتر و ظریفتر سیگنالهای احساسی را از طریق دستگاههای پوشیدنی و اپلیکیشنهای گوشیهای هوشمند فراهم میآورد. علاوه بر این، هوش مصنوعی میتواند به تنظیم احساسات کمک کند و مداخلات متناسبی ارائه دهد. با استفاده از دادههای احساسی در زمان واقعی، سیستمهای محاسباتی مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند استراتژیهای فوری، تمرینات تعاملی و شبیهسازیهایی برای مدیریت حالات احساسی ارائه کنند. بهعنوان مثال، اپلیکیشنهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند کاربران را در انجام تمرینات آرامشبخش، تکنیکهای تنفس عمیق یا تمرینات ذهنآگاهی راهنمایی کنند تا استرس را کاهش دهند و خودتنظیمی را بهبود بخشند.
نقش هوش مصنوعی در سلامت عاطفی تنها به تشخیص و تنظیم احساسات محدود نمیشود. سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی همچنین میتوانند به توسعۀ هوش عاطفی کمک کنند که عامل کلیدی در حفظ حالتهای عاطفی متعادل است. با ارائۀ بینشهایی دربارۀ الگوهای احساسی کاربران در طول زمان، هوش مصنوعی به افراد کمک میکند تا درک عمیقتری از احساسات و محرکهای خود پیدا کنند و مهارتهای ارزشمندی برای مدیریت مؤثر احساسات و پاسخ بهتر به چالشها کسب کنند.
علاوه بر این، رابطها و اپلیکیشنهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند واکنشهای خود را بر اساس نشانههای احساسی کاربران تطبیق دهند و تعاملاتی همدلانه و حمایتی ارائه دهند. این رابطهای عاطفی هوشمند ارتباطی شبیه به انسان ایجاد میکنند که تجربههای عاطفی کاربران را تقویت کرده و نیازهای احساسی آنها را برآورده میسازد.
اختلال تنظیم هیجانی به مشکلاتی اشاره دارد که در آن افراد نمیتوانند بهطور مؤثر احساسات خود را مدیریت و بیان کنند. این موضوع میتواند منجر به واکنشهای هیجانی شدید، ناپایداری خلق و خو و عملکرد ضعیف عاطفی شود و خطر ابتلا به افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد را افزایش دهد. هوش مصنوعی برای این مورد نیز میتواند بسیار کمککننده باشد. در زیر برخی از این موارد آورده شده است:
1. اپلیکیشنهای تنظیم هیجان مبتنی بر موسیقی: یک اپلیکیشن موبایل مبتنی بر موسیقی برای آموزش مهارتهای تنظیم هیجان به افرادی که مشکلات روانی دارند، در محیطهای بالینی و اجتماعی توسعه یافته است. این مشکلات شامل اختلالات خوردن، اختلالات اضطرابی، سوء مصرف مواد و اسکیزوفرنی میشود.
2. بازیهای درمانی و واقعیت مجازی: بازیهای درمانی مبتنی بر هوش مصنوعی و تجربیات واقعیت مجازی نیز میتوانند محیطهای جالبی برای تمرین مهارتهای تنظیم هیجان فراهم کنند. این پلتفرمهای تعاملی فضاهای امنی را برای کاوش و مدیریت احساسات ارائه میدهند که به افراد کمک میکند تا بهتدریج تواناییهای تنظیم هیجان خود را تقویت کنند.
3. سیستمهای بیوفیدبک و نوروفیدبک: سیستمهای بیوفیدبک و نوروفیدبک مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند به افراد کمک کنند تا از واکنشهای فیزیولوژیکی خود در ارتباط با اختلال تنظیم هیجان آگاه شوند و کنترل بیشتری بر آنها داشته باشند. این سیستمها بازخورد لحظهای دربارۀ ضربان قلب، فعالیت مغز و سایر نشانههای فیزیولوژیکی ارائه میدهند که به افراد کمک میکند یاد بگیرند چگونه واکنشهای هیجانی خود را تعدیل کنند.
4. حمایت فوری و همدلانه: حمایت فوری و همدلانه میتواند توسط درمانگران مجازی یا چتباتهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای افرادی که با اختلال تنظیم هیجان مواجه هستند، ارائه شود.
به شرایط روانی اشاره دارد که بر وضعیت عاطفی فرد تأثیر میگذارد و شامل تغییرات غیرعادی و شدید در خلق و خو میشود. این اختلالات میتوانند شامل افسردگی عمده و اختلال دوقطبی باشند. کمک هوش مصنوعی برای این موضوع میتواند شامل موارد زیر باشد:
1. استفاده از تکنیکهای هوش مصنوعی: استفاده از تکنیکهای هوش مصنوعی پتانسیل زیادی در بهبود تشخیص اختلالات خلقی و شناسایی خطرات خودکشی دارد. ترکیب فناوریهای موبایل و پوشیدنی میتواند به جمعآوری نشانههای فیزیولوژیکی و رفتاری کمک کند، که سپس توسط هوش مصنوعی تجزیهوتحلیل میشود تا نشانههای عینی برای شرایطی مانند افسردگی و اختلال دوقطبی ارائه دهد.
2. پایش رسانههای اجتماعی: هوش مصنوعی همچنین قابلیت پایش رسانههای اجتماعی و پیامکها را دارد تا نشانههای زبانی و تحلیل احساسات را شناسایی کند. این امکان پیشبینی نوسانات خلقی و احتمال بازگشت به حالتهای افسردگی را فراهم میآورد.
3. معیارهای ثبات اجتماعی: بهعنوان مثال، «معیار ریتم اجتماعی» (SRM) که نشانۀ بالینی معتبری برای ثبات و ریتم در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی است، میتواند بهطور خودکار با استفاده از دادههای حسشده از گوشیهای هوشمند ارزیابی شود. این پایش شخصیسازی شده به مدیریت خود فرد کمک کرده و خطر بروز دورههای شدید را کاهش میدهد.
به شرایطی اشاره دارد که بر نحوۀ تعامل و ارتباط افراد تأثیر میگذارد. هوش مصنوعی برای حل این مشکلات میتواند به روشهای زیر موثر عمل کند:
1. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی: ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در تشخیص زودهنگام این اختلال کمک میکنند. این ابزارها با تحلیل حالات چهره، نگاه به چشم و حرکات دست در طول تعاملات ویدئویی، میتوانند نشانههای اوتیسم را شناسایی کنند.
2. فناوری تبلتهای هوشمند: فناوری تبلتهای هوشمند میتواند بهعنوان یک الگوی جدید برای ارزیابی بالینی اوتیسم عمل کند و در شناسایی و مداخله برای ASD در کودکان خردسال مؤثر باشد.
3. بازیهای سفارشی و سنسورها: این فناوری قابلیت ادغام با تجربیات بازی سفارشی را دارد که شامل ارزیابیهای روانسنجی مختلف است. همچنین، میتواند از سنسورها به شیوههای نوآورانه استفاده کند، از جمله ارزیابی هوش اجتماعی یا شناسایی واکنشهای عاطفی از طریق دوربین جلویی یا ترکیب بازی با اسباببازیهای مجهز به سنسور برای افزایش کارایی.
4. دقت تشخیص: تحقیقات نشان دادهاند که مدلهای هوش مصنوعی میتوانند اوتیسم را با دقت 100 درصد تشخیص دهند، بهویژه با استفاده از تصاویر شبکیۀ چشم. این پیشرفتها میتوانند به کاهش نگرانیها دربارۀ دسترسی محدود به ارزیابیهای تخصصی کمک کنند و ابزارهای غربالگری عینی برای اوتیسم فراهم آورند.
نوعی اختلال روانی جدی است که با علائمی مانند توهم، گفتار نامفهوم و مشکلات در تفکر مشخص میشود. هوش مصنوعی در مورد این اختلال نیز موثر عمل کرده است:
1. تحلیل گفتار خودکار: تحلیل گفتار خودکار میتواند الگوهای گفتاری و لحن صدا را ارزیابی کند تا تغییرات ظریف و بالینی مرتبط با احساسات را شناسایی کند که ممکن است نشاندهندۀ بروز علائم اسکیزوفرنی باشد. این ابزارها به پزشکان کمک میکنند تا بهطور مؤثرتری علائم را شناسایی کنند و پیشرفت بیماری را تحت نظر داشته باشند.
2. ابزارهای مبتنی بر پردازش زبان طبیعی: ابزارهای مبتنی بر «پردازش زبان طبیعی» (NLP) نیز میتوانند در پیگیری و پیشبینی بازگشت علائم بر اساس الگوهای گفتاری و محتوای عاطفی مفید باشند. این تکنیکها به متخصصان کمک میکنند تا تغییرات عاطفی را شناسایی کرده و مداخلات مناسب را انجام دهند.
3. مداخلات هوش مصنوعی برای جوانان: مداخلات هوش مصنوعی میتوانند نقش مهمی در ارتقای سلامت عاطفی کودکان و نوجوانان ایفا کنند. پلتفرمهای تعاملی و جذاب مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند ابزارهای مناسبی برای تنظیم هیجان و مدیریت استرس ارائه دهند. این پلتفرمها ممکن است شامل تجربیات واقعیت مجازی، بازیهای تعاملی و همراهان مجازی شخصیسازی شده باشند.
4. پایش فعالیتهای آنلاین: هوش مصنوعی همچنین میتواند فعالیتهای آنلاین و استفاده از رسانههای اجتماعی را پایش کند تا نشانههای آزار سایبری، اضطراب یا افسردگی را در کاربران جوان شناسایی کند. مداخلات زودهنگام از طریق هوش مصنوعی میتواند به توسعۀ مکانیزمهای سالم مقابلۀ عاطفی کمک کرده و از تشدید مشکلات سلامت روان جلوگیری کند.
«کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای سلامت روان»، وبلاگ پرفیرو، ۲ مرداد ۱۴۰۴