ویرگول
ورودثبت نام
سمبیرا
سمبیراهمیشه با کسی قرار ملاقات دارم که نمی‌آید ... نام او در خاطرم نیست.‌
سمبیرا
سمبیرا
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

شعر کوتاه

سیگار روشنت را

در جنگل خشک و آشفته‌ی من انداختی

بعد پرسیدی

«مزاحم‌تان که نشدم؟»

خندیدم

«نه! اصلا»

ـــ سارا محمدی اردهالی، روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود.

...............................................................................................................................................

شعرزندگیخاطرات
۸
۱
سمبیرا
سمبیرا
همیشه با کسی قرار ملاقات دارم که نمی‌آید ... نام او در خاطرم نیست.‌
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید