امروز دو تا دعوای درست و حسابی توی روزبه پیش اومد. وقتی اسم روزبه میاد خب همه فکر میکنند عادیه دیگه بیمارستان اعصاب روانه! روانین دیگه دعوا میکنند!
میدونی غیر عادیش چی بود؟ اون کسی که داروخونه رو گذاشته بود روی سرش، بیمار نبود همراه بیمار بود. مادر بیمار حتی نیومده بود دم گیشه بحث و دعوا راه بندازه. روی همون صندلی که نشسته بود شروع کرده بود به داد و بیداد کردن و فحش دادن به سیستم درمان و داروخونه و...در حالی که دخترش که بیمار بود خیلی منطقی مسئلش رو اومد جلو و مطرح کرد.
دیدن اون دختر ناراحتم کرد. در حالی که با متانت صحبت میکرد و شاهد این بود که مادرش توجه حداقل بیست نفر رو با داد و بیدادهاش جلب کرده بود.
شرایط قطعا جوری سخت هست که یه آدم ظرفیت یه سری اتفاقات رو نداشته باشه و از کوره در بره. ولی...این برام جالبه که اون آدمی که ما روش برچسب روانی میزنیم خیلی بهتر توی این شرایط برخورد میکنه.
و شاید اون حرف واقعا درست باشه. اینکه اینایی که میارنشون بیمارستان، بیمارهای اصلی نیستند. مشکل کساییند که از نظر روانی سالم نیستند و این قضیه رو نپذیرفتند و ترکشهاش رو به اطرافیانشون میزنند و اونها رو بیمار میکنند.
#داروخانه #داروساز #روانی #خاطره