ویرگول
ورودثبت نام
سارا حیدریان
سارا حیدریاننه نویسنده‌ام، نه شاعر، فقط کسی که با کلمات نفس می‌کشد. شاید اینجا، جایی برای پیدا شدن باشد… هم برای من، هم برای تو.
سارا حیدریان
سارا حیدریان
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

دوباره اینجا، میان واژه‌ها و شما

نمی‌دانید چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود…

برای نوشتن، برای خوانده شدن، برای همان لحظه‌ای که یکی از شما چیزی می‌نویسد و حس می‌کنی هنوز آدم‌ها از دلِ واژه‌ها می‌توانند هم‌دیگر را پیدا کنند.

مدتی نبودیم — نه اینکه نخواهیم بنویسم، اما گاهی زندگی آدم را از مسیرش می‌کَند و باید از نو خودش را پیدا کند.

واقعیت این است که روزهای سختی را گذراندیم. روزهایی که هنوز هم سایه‌شان تمام نشده و در میانه‌ی ابهامی بزرگ از آینده ایستاده‌ایم…

حالا که دوباره ویرگول برگشته و این صفحه‌ی آشنا جلوی چشمم باز شده، انگار تکه‌ای از خودم را پس گرفته‌ام.

دلم می‌لرزید موقع زدنِ دکمه‌ی «انتشار». عین دیدنِ دوستی قدیمی بعد از مدت‌هاست… فقط لبخند می‌زنی و نمی‌دانی از کجا شروع کنی.

خوشحالم که دوباره اینجام. خوشحالم اگر شما هم هنوز اینجا هستید و این نبضِ مشترک هنوز می‌زند.

ویرگولنوشتنامیددلتنگی
۴۱
۰
سارا حیدریان
سارا حیدریان
نه نویسنده‌ام، نه شاعر، فقط کسی که با کلمات نفس می‌کشد. شاید اینجا، جایی برای پیدا شدن باشد… هم برای من، هم برای تو.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید