سارا حیدریان·۳ ماه پیشدلنوشته ای برای خودم؛ به وقت چهل سالگیچهلسالگی من، تولدیست دوباره؛ نه از رحمِ مادر، که از جانِ زخمیِ خودم. من زادهام از دردم، و حالا آرامم در رها شدن. 🌿
سارا حیدریان·۱ ماه پیشدلنوشته (رویای آغوش تو)دیگه هیچوقت اون آدم سابق نمیشه... فرزندی که درد کشیدن مادرش رو دید.