ویرگول
ورودثبت نام
سطر خیال 🌊
سطر خیال 🌊
سطر خیال 🌊
سطر خیال 🌊
خواندن ۳ دقیقه·۱۳ روز پیش

- گذشتن -

گذشتن سخته واسم

گذشتن از هرچیزی

یه انسان

یه شئ

ولی بیشتر گذشتن از یه انسان سخته واسم

من زود وابسته میشم

زود حس پیدا میکنم

که این بده

واقعااا بده

فرض کن ینفر میاد دوتا حرف قشنگ میزنه و تو هم ساده لوحانه باور میکنی حرفاش و حس پیدا میکنی بهش و بعدش میزاره میره و تو میمونی و حست

اون حس پیدا کردنه به کنار عادت کردن و کنار اومدن با نبودن اون آدمم سخته واسم

من سخت میتونم کنار بیام

سال ۹۴ که پدربزرگم فوت کرد من تا همین چندسال پیش میرفتیم خونشون فکر میکردم هنوزم رو پتو قرمزه نشسته و منتظره که ما برسیم ولی وقتی میرفتیم میدیدم همش یه خیاله و من قرار نیست دیگه هیچوقت همچین صحنه ای و ببینم و شده نشستم ساعت ها به عکسش خیره شدم و حرف زدم باهاش

زیاد نمیدیدمش ولی دوسش داشتم از اعماق قلبم

وقتی ینفرم به عنوان رابطه میاد تو زندگیم

من رو اون طرفم حساب باز میکنم و اون و با بقیه متفاوت میبینم تا وقتی که خودش و از چشمم بندازه یا خودش بره بیرون از زندگیم که من بازم در هرصورت سخت کنار میام چه خودم اون ادم و کنار گذاشته باشم چه خودش رفته باشه

سخته واسم ببینم نیست

سخته بخوام قبول کنم اونی که فک میکردم متفاوته یکی بود مثل بقیه

سخته واسم ببینم اون همه حس الکی بوده

سخته واسم ببینم اون همه حرف تو خالی و پوچ بوده

سخته واسم ببینم ینفر چقد منی که همه جوره کنارش بودم و انقد بی ارزشم کرد

من وقتی ینفر و میزارم کنار که همه جوره آسیب دیده باشم ازش و کلی تحمل کرده باشم

چندسال ممکنه تحمل کردنم طول بکشه ولی وقتی بزارمش کنار بازم اذییت میشم

بازم چند روز میرم تو خودم

با اینکه کلی اذییت شدم چه روحی چه جسمی

جدیدا اینجوری شدم که حتی غذاهم نمیخورم و نارتحت و‌دلگیرم

کلا بخوام بگم واسه من گذشت کردن از آدمی که بهم آسیب رسونده هم سخته

ممکنه حتی بعدش دلم بخواد برم سمتش حتی شده به قیمت شکستن غرورم ولی جلو خودم و میگیرم و خودم و هرجور شده قانع میکنم که حرکت خوبی نیست

کلا یه اخلاق خوب یا بدی هست که دارم

وقتی کسی بیاد تو زندگیم و من حسی داشته باشم بهش غرور نمیشناسم واسه موندنش تلاش میکنم

وقتی هستش تلاش میکنم

ولی وقتی میبینم همون ادما چقد راحت از کنار من میگذرن بدون اینکه تلاشی کنن واسه نگه داشتنم تو زندگیشون قلبم و میشکنه

حالا میخواد به اصطلاح رفیق باشه یا کسی که تو رابطه بودم باهاش

و بدتر و سخت تر از گذشتن و عادت کردن به نبودن اونطرفم اینه که بعدش انگار میخوام خودم و شکنجه کنم هی فکر میاد تو ذهنم و انتظار دارم از اون طرفم که رفته با اینکه میدونم اونطرف اصلااا همچین کاری نمیکنه

مثلا میگم فرض کن الان زنگ بزنه

فرض کن الان بگه بیا پایین حرف بزنیم

هی از این فکرا میکنم هی نگاه گوشیم میکنم با اینکه میدونم هیچ خبری نیست و فقط میخوره تو ذوقم و ریده میشه تو حالم

هی میشینم فکر میکنم اگه دیدمش چیکار کنم چجوری رفتار کنم

همینا باعث میشه به خودم بیام ببینم ساعت هاست دارم راجب اون من فکر میکنم

همینا باعث میشه روزها برم تو فروپاشی روانی

همینا باعث میشه نتونم درست زندگیم و بکنم

همینا باعث میشه پایه ثابت زندگیم بشه پرانول و پنتوپرازول

من آدمی نیستم که وقتی ینفر میاد تو زندگیم واسه یکی دوروز بخوامش بعدش بگم خوشم نیومد خدافظ

وقتی یکی میاد همه جوره قبولش دارم دیگه چه ناراحتم کنه چه ضربه بزنه بهم بازم نگهش میدارم تو زندگیم

میدونم خیلی رفتار و اخلاق بدیه ولی نمیتونم

البته داخل پرانتز اینم بگم که اگه طرفم آسیب زدناش بهم زیاد باشه با خودم کنار میام هرچند سختم باشه میزارمش کنار

ولی در کل من آدم زود کنار گذاشتن نیستم...

ولی درکل من آدم زود کنار گذاشتن نیستم

گذشتنتنهاییگذشتهدلنوشتهحقیقت
۰
۰
سطر خیال 🌊
سطر خیال 🌊
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید