حمیده کرمانی·۱ روز پیشذهن آگاهی در شرایط سختدر شرایط پرتنش،ذهن انسان یا در گذشته گیر می کند(چرا این طور شد؟)یا به آینده پرتاب می شود(اگر بدتر شود چه؟).ذهن آگاهی،یعنی برگرداندن توجه به…
Hishere·۶ روز پیشتو همان نقاشه بودی؟یادت رفته بود. آدمهایی از گذشته را دیدی که حقیقتت را مثل یک سیلی محکم به تو زدند. تو نقاش بودی. همه فکر میکردند قرار بود نقاشی بزرگ بشوی.…
ستایش باقری·۱۰ روز پیشدنیای خیال (لحظهنوشت)برای نمیدانم چندمین بار از دیپسیک خواستم کمکم کند تا بنویسم. او در پیشنهاد اول گفت:«احساست را بنویس.» خودم میدانستم باید از آن بنویسم ولی…
آ ت ن ا·۱۱ روز پیشتکه تکه ام، لیک هر تکه ام آینه نیست!مدام سرم را گرم چیزی نگه میدارم. مثل جایی از بدن که درد میکند اما خودش را بسته است به یک مسکن قوی تا از پا نیوفتد و ادامه دهد.تاکید میکنم…
پروانه·۱۲ روز پیشThe winner takes it all.The loser has to fall.I always hated when you called , I hated when faced time me , like why would you do that when you can text !But I nev…
گیانا·۱۸ روز پیشچه روزاییخیلی وقته به اینجا سر نزدم یادمه یه زمانی برای کم کردن غم و غصه برای چیزی که هیچ وقت نبود به اینجا پناه اوردم برای کسی که هیچ وقت نبود برای…
مهدیه·۲۰ روز پیشمثل دیروزاولین باری که جمله «در یک رودخانه نمیتوان دوبار شنا کرد» را خواندم؛ خیلی شگفت زده شدم. دقیقا یادم هست، دهانم باز و چشمانم گرد شد و رو به آ…
خیال نویس·۲۲ روز پیشجمعه هایی که دیگر بر نمی گردنداز خواب بیدار می شوم، در خانه مادربزرگ هستم. به دستانم نگاه می کنم، کوچک شده اند. در آیینه به خود نگاه می کنم، دوباره هشت ساله شده ام.هوا ش…