
درود. من سایهام؛ یا اگر بخواهم اینجا را کمی شبیه یک امضا نگه دارم: SayeWrites.
اینجا قرار نیست از زندگی نسخهی کامل و مرتبش را بنویسم. راستش فکر نمیکنم زندگی آنقدرها هم مرتب باشد. بیشتر وقتها شبیه چند تکهی جدا از هم است؛ یک مکالمهی نصفه، یک نگاه که دیر فهمیدهایمش، یک خاطره که بیاجازه برگشته، یا احساسی که هیچوقت دقیق نمیدانستیم اسمش چیست.
مجموعهای که اینجا منتشر میکنم، نامش «تکههای پراکندهی زندگی» است. این مجموعه، ویترینِ داستانهای کوتاه من است؛ داستانهایی دربارهی آدمها، زخمهای کوچک و بزرگشان، چیزهایی که نمیگویند، چیزهایی که از دست میدهند، و لحظههایی که شاید در ظاهر ساده باشند، اما جایی درون آدم را تکان میدهند.
هر کدام از این داستانها، جهانِ مستقلِ خودشان را دارند. البته، گاهی وقتها در این مسیر، پروژههای بلندتر و جهانهای گستردهتری هم شکل میگیرند که در آینده، در مجموعههای مستقلی روایت خواهند شد.
من به داستانهایی علاقه دارم که فقط اتفاق تعریف نمیکنند؛ آرامآرام چیزی را روشن میکنند. شاید یک ترس قدیمی، شاید یک خاطرهی پنهان، شاید بخشی از خودمان که مدتهاست نگاهش نکردهایم.
در «تکههای پراکندهی زندگی»، قرار نیست همیشه با پایانهای تمیز و پاسخهای روشن روبهرو شویم. بعضی داستانها بیشتر شبیه پنجرهاند تا نتیجه؛ باز میشوند، چیزی را نشان میدهند، و بعد خواننده را با حس خودش تنها میگذارند.
اگر به روایتهای کوتاه، فضاهای احساسی، شخصیتهای انسانی و آن لحظههای آرامی که ناگهان معنی پیدا میکنند علاقه دارید، خوش آمدید.
اینجا قرار است از همان تکهها بنویسم؛ از چیزهایی که شاید کوچک به نظر برسند، اما گاهی تمام زندگی از همانها ساخته میشود.
اولین داستان از این مجموعه، بهزودی منتشر میشود. اگر دوست دارید همراه این مسیر باشید، SayeWrites را دنبال کنید. 🌿