ویرگول
ورودثبت نام
ثریا کریمی
ثریا کریمینوشتن علاج من است.
ثریا کریمی
ثریا کریمی
خواندن ۱ دقیقه·۲ ساعت پیش

سیزده اردیبهشت

قرار بود، آنقدر استمرار به خرج دهم که سر سال زندگی‌ام را زیر و رو کنم. ده روز اول عالی بود، برنامه ریزی‌ها مرتب انجام می‌شد. زیر تاریخ هر روز با رنگی متفاوت می‌نوشتم *تمرین استمرار* حتی بخشی از دفتر روزانه‌ نویسی ام را به جزوه‌ای با همین عنوان اختصاص دادم.
سیزده اردیبهشت بود. نامه‌ای با عنوان خودت برای خودت* به دستم رسید. نه آنکه پستچی به طور رسمی نامه‌ را برایم بیاورد؛ نه.
تکه کاغذی شطرنجی با حضور دختری نشسته بر بالای یک درخت بود. چسبیده به کاشی آشپزخانه. تمام نامه این بود، که دست از تنبلی برداشته و برای خود قدمی هرچند کوچک بردارم. آن زمان همه چیز با شور و شعف وصف نا پذیری آغاز شد. کتاب قدرت شروع ناقص، نوشتن‌های هدفمند، خوابیدن‌ها و بیدار شدن‌ها و چه کارهای دیگری که نکردم. اما همه چیز در صفحه 128 کتاب شروع قدرت ناقص باقی ماند. بخش چهارم، شماره بیست و پنج*یک قدم مانده به تسلیم چه می‌کنید؟*
من تسلیم شدم آقای کلیر... از سر تنبلی یا فرسودگی روانی‌اش را نمی‌دانم اما من همان جا، سر همان صفحه که نوشته بودید؛ زندگی همین است. یا بگذار جهان تصمیم بگیرد. وا ماندم و دچار خب که چی‌هایی شدم که سر شانه‌ام نشسته،پا می‌تکانند.

همین چند روز پیش بو، باز نامه سیزده اردیبهشت را یادآوری کرد.‌
نامه را خواندم، این بار با صدای بلند و ده‌ها بار.
و حالا خودم برای خودم با استمراری که نیست از جا بلند شده‌ام.

نویسندهاستمراردرختشروعتناقض
۱
۰
ثریا کریمی
ثریا کریمی
نوشتن علاج من است.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید