ثریا کریمی·۲۰ روز پیشبریدن؟تو فکر می کنی برای بریدن به چه چیزهایی نیاز داری؟برای من؟ به حرفهای تکراری که خلاف عمل آدمها پیش میرن. کوه ادعا و کاه چشمها میتونه باعث…
ثریا کریمی·۲۲ روز پیشچشم به راه خوشبختیواسه شستن زخمای قدیمی که سر باز کردن و هیچ وقت خوب نمیشن، راهها باید رفت. که شاید یه جایی بلاخره دوای این زخم همیشه ناراحتو پیدا کنی. همیش…
ثریا کریمی·۲۳ روز پیشدفترهای نصف و نیمهمن کلی دفتر نصف و نیمه دارم. که همیشه با یک هدف زیبا صفحه های اولش رو استفاده کردم. خیلی تلاش کردم که برای اون هدفها استمرار داشته باشم.…
ثریا کریمی·۱ ماه پیشدلتنگی در امتداد خاطرات دلتنگی، حس غریب نبودن. حس عجیب خواستن اما نداشتن. ما میریم که پیدا کنیم، یه وقتایی خودمونو یه وقتایی آدما یا چیزایی که باهاشون خاطره داری…
ثریا کریمی·۱ ماه پیشرواننویس معیوبیه وقتایی انتظار میتونه صفحه سفید کاغذ باشه. و علت انتظار، روان نویس معیوبی که هرچقدر هم خوانا بنویسی باز لکههای مزاحم رو روی صفحه کاغذ به…
ثریا کریمی·۱ ماه پیشملاحظهلپمو کشید و گفت: هرچیزی که باعث میشه تو اذیت بشی رو حل می کنم.تو ذهنم این نقش بست که چقدر ملاحظه میتونه قشنگ باشه. حتی تو ساده ترین لحظه…
ثریا کریمی·۱ ماه پیشورثه جنگ زدگانیه وقتایی پات یه جوری میمونه لای چرخ زندگی که نمیدونی چطور خودتو نجات بدی. از اونجایی که خودت سهل انگاری کردی، میترسی جیک بزنی مبادا ته این…
ثریا کریمی·۱ ماه پیشیک فنجان چاییک فنجان چایهر زمان دلت راه به جایی نبرد، یه فنجون چای مهمون من باش. یه سماور قدیمی کنج یه اتاق کاهگلی که همیشه چای تازه اش به راهه. گوشه ت…
ثریا کریمی·۱ ماه پیشدلگرمیدلگرمی میتونه همون لبخندای کوچیکی باشه که یهو از راه میرسن.مثل بارون تو اوج گرمای بندرعباس، قهوه میون خستگی ، یا وقتی که یه بچه بهت میگه دو…
ثریا کریمی·۱ ماه پیشآلزایمریه جوری افتادم تو هول ولای جمع کردن آهنگایی که باهاشون خاطره دارم، که انگاری آلزایمر پشت دره و من تنها ترین زنِ زمین. کسی چه میدونه شاید ای…