ویرگول
ورودثبت نام
تهمتن
تهمتنباید یسری چیزا رو بپذیرم راهی نداره
تهمتن
تهمتن
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

عروسکی که منو قورت داد

عروسک لعنتی

یه جور بهم زل زدی

انگار میخوای درسته قورتم بدی

همونجا نشستی

من سر تختم

زل زدم بهت

از چشمات میترسم

انگار یه روح ساکتی داخلشه

انگار ته اون پنبه ها

یکی داره داد میزنه

«هی حرومیا من اینجام …هی »

عروسک لعنتی

به چی داری فکر میکنی

رو طاقچه گرفتی نشستی

یه بدن پوسیده

یه گوشای افتاده

یه دماغ قهوه ای

توام باید مثل من باشی

فکر میکنی

«چطور جهانو نجات بدم؟ »

«چطور اونو مال خودم کنم ؟»

«چطور زمینو شخم بزنم ؟»

«چطور … »

عروسک جون باس پاشی

باس راه بری

نمیشه همینطور بشینی

باس راه بری که زودتر بمیری

مثل من

آره پاشو زودتر بمیر

عروسک لعنتی   

پ.ن: ترواشات ذهنی یک فرد بی خواب

پ.ن۲:بچه های خفن ویرگول دوباره ایده جدید دادن واسه کامنت ، نظرتونو اینجا بهم بگید(ناشناسه ولی اگه خواستید خودتونو معرفی کنید و بگید نظرتون واسه کدوم پسته🌹🙏)

پ.ن۳: بوس برای بچه های ویرگولی 💋

شعرعروسکآیندهادبیاتزندگی
۵۱
۱
تهمتن
تهمتن
باید یسری چیزا رو بپذیرم راهی نداره
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید