ویرگول
ورودثبت نام
پوریا «ویراد»
پوریا «ویراد»نوشتار تجسمِ زنده‌ی پندار، گفتار و کردار من است. مرا از خودم بشناس...
پوریا «ویراد»
پوریا «ویراد»
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

سرسری‌ ۱ «تک درخت گندم‌زار»

تا که گندم‌زار سرسبز است، کسی حال تک درخت دشت را نمی‌پرسد...

پاییزِ برگ‌ریز می‌آید،

او هنوز قد علم دارد.

زمستان سرد سرمی‌رسد،

او هنوز پابرجاست...

عزیزِ من!

گندم‌های امروز را سال بعد نخواهی دید،

فریب ظاهر سبزشان را نخور،

آنها رفتنی‌اند...

آنچه خواهد ماند،

همان تک درخت تنهاست...

استوار و پا برجا.

شاید دمی سبز،

شاید گهی زرد

و شاید عریان...

این زندگیِ طبیعت

و

طبیعت زندگیست...

جاری باش و بگذار

روحِ اسیرِ چیستن

جاری شود میان بودن و هستن...

چند صباحی بگذر از کیستن

شاید پاسخش را

در زمین تجربه یافتی...

#ویراد

دلنوشتهطبیعتتنهایی
۱۷
۸
پوریا «ویراد»
پوریا «ویراد»
نوشتار تجسمِ زنده‌ی پندار، گفتار و کردار من است. مرا از خودم بشناس...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید