خاطره


"گاهی دلم برای خودم تنگ می شود"

آنجا که بند بندِ دلم سنگ می شود

از مردمان سردِ دل آزار خسته ام

آری دلم برای تو ام تنگ می شود

انگار سال هاست روبروم نیستی

در لحظه ای که ماه پر از رنگ می شود

از بس غبار خاطره ها روی آینه است

گویی که رویِ آینه پر زنگ می شود

وقتی هوایِ چشم تو در چشم هایم است

قلبم برای خلوتِ تو تنگ می شود

آخر سراغی از دلِ دیوانه ام بگیر

زیرا دلم برای دلت تنگ می شود ...