ویرگول
ورودثبت نام
آفره دخت
آفره دخت...
آفره دخت
آفره دخت
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ ماه پیش

ایگدراسیل

بود و بود ، هست که باشد .

درختی عظیم بی مانند در تاریخ جهان . ترکیبی از نور خورشید و تاریکی اعماق دریا .

گفته اند شروع شده از کوچکترین ذره ممکن و طی هزاره ها تبدیل شده به چیزی که امروز هست .

نامش زندگی .

چه گذشت بر او ؟ فقط زمان داند .

سرشتش چیست ؟ کس نداند .

کشید دیواری به دور خود نامش گذاشت اُزون تا از مادرش خورشید به دور باشد . و دور شد از دریا تا در خشکی از پدرش دریا دور باشد .

بر اساس این تصمیم شکل گرفت تاریخی به نام زمین . خلق شد گیاهان و موجودات گوناگون ، فرزندانش .

اما .....

اما

او نه مادر ، خورشید را فراموش کرد نه پدرش دریا را .

به دور مادر میچرخد و فرزندانش را مدام سراغ دریا میفرستد .

و

برای رشد کردن ...... برای جلو رفتن به هر دو ، بله هردو نیاز دارد .

زندگی

فرزند ناخلفی است که مادر و پدر را ترک کرد ؟ یا فرزند خلفی که هیچ کدام را از یاد نبرد ؟

تاریخ جهاننوشتنداستانقصه
۵
۲
آفره دخت
آفره دخت
...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید