
یه بعدازظهر بارونی، روی کاناپه نشستی، فیلم عاشقانه میبینی، قلبت تند میزنه و همه چیز توی فیلم برق میزنه. صحنههای عاشقانه، نگاههای پر از شور، موسیقی احساسی… اما یه لحظه گوشیت زنگ میخوره و یاد ظرفهای کثیف آشپزخونه میافتی. همین لحظهاس که تازه میفهمی زندگی واقعی با فیلمها فرق داره.
ما انسانها تو زندگیمون همیشه عاشقانهها رو میبینیم. فیلمها، سریالها، رمانها. همه چیز درباره هیجان و درام و عبور از موانعه. ولی واقعیت اینه که زندگی واقعی، نه یه فیلم هالیوودیه و نه همه صحنههاش پر از خیره شدنهای رمانتیک و موسیقی متن احساسیه. بیشترش از روزمرگی، چای دم کردن، و بحث اینکه ظرفها رو کی بشوره؟ ساخته شده.
اگه دنبال فیلمی باشی که کمی رابطههای عاشقانه رو واقعیتر نشون بده، باید فیلمهایی مثل Blue Valentine یا Marriage Story تماشا کنی.
حالا چرا این فرق مهمه؟ چون میتونی عاشق کسی بشی ولی باهاش نتونی زندگی مشترک بسازی. مثلاً فکر کن یه نفر رو میبینی که نفست رو در سینه حبس میکنه، قلبت تند میزنه، ولی بعد چند ماه متوجه میشی ارزشها، برنامههای آینده، یا حتی شیوه برخورد با مشکلاتتون کاملاً متفاوتن. اون موقع تازه میفهمی جذابیت اولیه هیچ تضمینی برای دوام رابطه نیست. تحقیقات هم نشون میده زوجهایی که شباهت شخصیتی، ارزشی و دیدگاهشون بیشتره، رابطهی طولانیتر و راضیکنندهتری دارن.
زندگی همیشه پر از هیجان نیست، درست مثل یک کوه که بعضی جاها سربالایی و بعضی جاها سرازیریه و بیشتر مسیر هم صاف و یکنواخت. انتخاب شریک زندگی یعنی کسی که وقتی اوضاع سخت شد کنارت باشه. کسی که میتونه هم دردتو بفهمه، هم تو تصمیمگیریها کمک کنه. و مهمتر اینکه، همین چیزهای کوچیک، مثل یه یادداشت روی یخچال، قهوه صبحگاهی، یا لحظهای که وسط روز وقت میذاره فقط برای شنیدن حرفت واقعاً احساس عشق و امنیت ایجاد میکنه.
حالا سوال اینه که آیا این یعنی داستان عاشقانه در زندگی مشترک از بین رفته؟ نه اصلاً. زندگی مشترک، به این معنا نیست که عشق و شور و هیجان رو فراموش کنیم. اتفاقاً لحظههای عاشقانه کوچک، حتی یه شوخی وسط روز یا یه بغل کوتاه، انرژی رابطه رو زنده نگه میداره. نکته مهم اینه که دیگه همه چیز روی دوش لحظات رمانتیک و انتظار برای لحظات خاص نیست. زندگی روزمره خودش میتونه داستان عشق باشه.
عشق توی فیلمها مثل یه دسته گل رزه که بهت هدیه میدن زیبا و پرشوره، ولی زود پژمرده میشه. اما عشق واقعی مثل یک باغچه است. باید هر روز بهش برسی، آبیاریش کنی و علفهای هرزش رو بگیری. شاید پر از خاک و کثیفی باشه، اما نتیجهاش یک باغ پر از گلهای متنوع و رنگارنگه که هیچ وقت پژمرده نمیشن. زندگی مشترک همینه؛ ساختن یه باغچه که در اون، عشق نه فقط در لحظات خاص، بلکه در هر روز و در هر کار کوچیک، شکوفا میشه.
منبع: The How of Human Connection