ویرگول
ورودثبت نام
aida.bandi
aida.bandiدل مينويسد، گاهي روزي چند بار، گاهي حتي ماهها چيزي نميگويد... ؛ بستگي دارد به فصل، به هوا، به نور، به عشق، به غم...aida.bandi@gmail.com
aida.bandi
aida.bandi
خواندن ۱ دقیقه·۶ سال پیش

چه كنم با غم خويش... كه تويي منشا و هم درمانش

با خودم حلش ميكنم

اينكه هستي ، و ندارمت.

بايد خودم با خودم حلش كنم! ...

چقدر مرورت كردم تو ذهنم ،توي تاريكي، توي تنهايي، و غرقِ تو شدم.

وقتايي كه غرقِ تو ميشم چشمام بستست... و نفسهام منظمه، يه لبخند ... نه ، يه نيم لبخند دارم كه "فقط" وقتي به تو فكر ميكنم، ميشينه رو لبهام. حالا امشب ميخوام غرق تو بشم، وقتي همه خوابن ، وقتي خونه تاريكه، وقتي صداي گذر ماشينا از پنجره خيلي شنيده نميشه ،وقتي اونقدر همه جا ساكته كه فقط صداي عقربه هاي ساعت مچي رو ميشنوم.

ميخوام تو درياي تو شيرجه بزنم و ... بعدشم دست و پا نزنم تا غرق بشم ...

الان وقتشه كه با خودم حل كنم، بايد به خودم حالي كنم.

اين حقيقت كه تو رو دارمت ولي توي همون لحظه ندارمت قوانين فيزيك رو بهم ميريزه. من هميشه آدم قانون مندي بودم، چي شد كه به اين بي قانوني تن دادم؟

بايد به خيلي چيزا عادت كنم، حتي به اين بي قانوني،

كه اگر عادت نكنم پاهام خم ميشن، انگشتهام ميريزن، چشمهام بسته ميشن ، لبهام دوخته ميشن، و روحم با جانم خداحافظي ميكنه.

پس بايد به اين بي قانوني عادت كنم...

عاشقانهرفتندلتنگي
۱۱
۲
aida.bandi
aida.bandi
دل مينويسد، گاهي روزي چند بار، گاهي حتي ماهها چيزي نميگويد... ؛ بستگي دارد به فصل، به هوا، به نور، به عشق، به غم...aida.bandi@gmail.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید