ویرگول
ورودثبت نام
طلوع روز های سخت
طلوع روز های سختنوشتن یه هنر نیست نوشتن یک مهارته برای اینکه خودت رو بشناسی به حقیقت زندگی خودت پی ببری
طلوع روز های سخت
طلوع روز های سخت
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

خاطره ای از مادر غمدیده برای فرزند

روز ها از پساپیش هم می‌گذرند🌎 از خودشان خاطرات متفاوتی را به جای میگذارند 🌼بله خاطرات خاطراتی به جا مانده از آدم های متفاوت ،این آدم ها با کوهی از غم های نهفته در قلبشان روزهایشان را میگذرانند !و این غم :همچون بادی روی برگ های درخت نخل🌴 این آدم ها را با خود به اینسو و آنسو میبرد. همینقدر عمیق و این عمق در این جهان امروز نایاب است🪽 حالا برسیم به خاطرات خاطره ای از مادری که غمدیده دخترش است دختری که از عشق کودکی خود جامانده🥀 سال ها به پای کسی نشستن و با همه چیز او ساختن 🍁اما خیانت ،درد عمیقی که هیچ وقت پایان ندارد !آخر من نمیدانم چرا مخصوصا مردها؛ چگونه می‌توانند از جگر گوشه ای که با تمام دارو ندار آن ها ساخته،بگذرند🍂 چگونه می‌توانند او را بیازارند و بعد پشیمان شوند! اما افسوس که پشیمانی فایده ندارد🍁اصلا چرا ‌ بروی با‌یکی دیگر آن هم فقط برای یک شب !واقعا غم انگیز است این باور محدود مرد ها متاسفم ‌برای همچین مرد هایی🥀 امروز ساعت 15:48 روز چهارشنبه🍁

خاطره نویسینوشتنمادردلبر
۱
۰
طلوع روز های سخت
طلوع روز های سخت
نوشتن یه هنر نیست نوشتن یک مهارته برای اینکه خودت رو بشناسی به حقیقت زندگی خودت پی ببری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید