ویرگول
ورودثبت نام
ali.heccam
ali.heccamیه نویسندم که کلمات، تازه بهش سلام کردن instagram:@ali.heccam_ t.me/Alinssr_ ali.heccam@gmail.com
ali.heccam
ali.heccam
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

برداشت آزاد

با لبخند، درها رو باز گذاشتم. هوا بی‌رحم‌تر از غرور من، سرد بود؛ در تلفیقی از احساس و فکر، تصمیم گرفتم دوستش داشته باشم؛ هرچند که نه چشمان او و مدل موهای من، همچو چیزی را بروز می‌دادند. پس با لطافت بیشتری به جارو زدنم ادامه دادم؛ طبیعی، طوری‌که انگار اصلا حواسم به او نیست که بیرون از در شیشه‌ای مغازه، دارد کام‌های سنگینی از سیگارش می‌گیرد! خوشابحال هردوی‌مان؛ نشعه بودیم: منتها او با یک جنسِ مصرفی و من با جنسی دیگر...

نویسندگیدرامداستانادبیات
۷
۲
ali.heccam
ali.heccam
یه نویسندم که کلمات، تازه بهش سلام کردن instagram:@ali.heccam_ t.me/Alinssr_ ali.heccam@gmail.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید