ویرگول
ورودثبت نام
علی عطروش
علی عطروشمی‌نویسم تا دیگران به من عشق بورزند. دیجیتال‌مارکترِ عاشق سفر، نوشتن، کتاب و پیتزا!
علی عطروش
علی عطروش
خواندن ۲ دقیقه·۱۹ روز پیش

خلاصی

دستی به سرش روی جای ضربه کشید. خیسی خون را روی دستانش حس می‌کرد. مادر در حالی‌که با پارچه خون‌ها را پاک می‌کرد به او گفت: چند بار به تو بگویم که با او کل‌کل نکن. چرا حرف گوش نمی‌کنی؟ 

  • مامان من چه‌قدر به تو بگویم که بیا از این خانه برویم؟ یکی این وسط بمیرد خیالت راحت می‌شود؟

  • پروین جان، عزیزم، این راهش نیست. ما باید با سیاست با او رفتار کنیم.

  • بله سیاست تو را هم دیدیم! نزدیک بود با چوب جارو بکشتت. محمد به دادت نرسیده بود الان سینه قبرستان بودی.

  •  قربان محمدم بروم. مردی شده برای خودش. ولی او هم نباید آن‌قدر با پدرش کل‌کل کند.

  • بله از نظر تو فقط مریم خوب است که سرش را می‌اندازد پایین، چشم می‌گوید و سوگولی‌ شده است. مادر جان این رفتارهای پدر، تو کت حداقل من نمی‌رود.

  • درست می‌شود. تو که می‌دانی این روزها مشکلات کاری حسابی اعصابش را به‌هم ریخته. چند روز دیگر خودش درست می‌شود.

  • مادر عزیزم بچه گول می‌زنی؟ از وقتی چشم باز کردیم اخلاق پدر همین بود. روز به روز هم بدتر شد که بهتر نشد. 

  • خب به فرض از این خانه هم رفتی. کجا می‌خواهی بدون پشتوانه بروی؟ اینجا حداقل یک لقمه نان جلویت می‌گذارند.

  • خب هرجا بروم کار می‌کنم. اون نونی که با خون جلویم می‌گذارند را صد سال سیاه نمی‌خواهم. در ضمن تنها نیستم، تو و محمد را هم با خودم می‌برم.

  •   تو خودت نمی‌دانی کجا می‌خواهی بروی، عره و عوره و شمسی‌کوره دور خودت جمع می‌کنی؟

  • اینجوری هر جا برویم بهتر گلیم خودمان را از آب بیرون می‌کشیم. من و محمد کار می‌کنیم تو هم به امور خانه رسیدگی می‌کنی.

  • فعلا خیالبافی را کنار بگذار. خانم سعادتی برای پسرش با من حرف زده. قرار است آخر هفته بیایند. شاید رفتی خانه شوهر و دیگر نیازی به این نقشه‌های عالی فرارت نداشتی!

  • باشد، شوهر می‌کنم. هم شما از دست من خلاص می‌شوید هم من از دست شماها!

یک سال بعد، مادر در خانه پروین و شوهرش.

دستی به سرش روی جای ضربه کشید. خیسی خون را روی دستانش حس می‌کرد. مادر در حالی‌که با پارچه خون‌ها را پاک می‌کرد به او گفت: چند بار به تو بگویم که با او کل‌کل نکن. چرا حرف گوش نمی‌کنی؟

….

داستانداستانکازدواجخانوادهمادر
۰
۰
علی عطروش
علی عطروش
می‌نویسم تا دیگران به من عشق بورزند. دیجیتال‌مارکترِ عاشق سفر، نوشتن، کتاب و پیتزا!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید