مدیران عزیز، بیایید فضایی که در آن هستیم را واقعبینانه تحلیل کنیم. در جغرافیایی که سایه جنگ، تحریم و محاصره روی بازار سنگینی میکند، قطعاً بیخبری یک اشتباه است. اما مرز بسیار باریکی بین «رصد اخبرا» و «خودتخریبی روانی» وجود دارد که بسیاری از ما این روزها آن را گم کردهایم.
اینکه روزی دهها بار گوشی را بردارید و در کانالهای خبری اسکرول کنید، یا شبها ساعتها به تحلیلهای تکراری و دلهرهآور شبکههای تلویزیونی خیره شوید، شما را بر بحران مسلط نمیکند، بلکه صرفاً توهم کنترل میآورد. بیایید کمی عمیقتر و از منظر ساختار مغز به این آسیب نگاه کنیم.
وقتی بیوقفه اخبار تهدیدآمیز نگاه میکنید، آمیگدال (مرکز پردازش ترس و هشدار در مغز) در حالت آمادهباش دائم قفل میشود. نتیجهی این استرس مزمن، پمپاژ مداوم کورتیزول است که به مرور باعث فرسایش فیزیکی شبکههای عصبی میشود. اثر مخربتر این است که این حالت بقا، باعث خاموشیِ تدریجیِ «قشر پیشپیشانی مغز» میگردد. یعنی دقیقاً همان بخشی که مسئولیت تحلیل منطقی دادهها، حافظه، حل مسئله و تصمیمگیریهای پیچیدهی مدیریتی شما را بر عهده دارد.
به بیان شفافتر شما با تن دادن به این بمباران خبری، دارید با دستان خودتان پردازندهی مرکزی تصمیمگیریتان را فلج میکنید. خروجی چنین ذهن خستهای، تصمیمات هیجانی و واکنشی، افت شدید تمرکز، فراموشیهای مقطعی و ناتوانی مطلق در دیدن فرصتهاست. مدیری که ذهنش در باتلاق اخبار غرق و فرسوده شده، پیش از آنکه جنگ، سازمانش را زمین بزند، خودش تبدیل به بحران اصلی کسبوکار میشود.
آگاه بمانید، اما بررسی اخبار را جیرهبندی کنید. روزی یک یا دو بار، در زمانهای محدود و از منابع معتبر خبرها را مرور کنید. اجازه ندهید اضطراب محیط بیرون، سکان هدایت استراتژیک کسبوکارتان را به دست بگیرد.
ذهن تحلیلگر شما، گرانبهاترین دارایی سازمان شماست؛ از آن هوشمندانه محافظت کنید.