Aylin T·۱ ماه پیشنمیدونم استاد.لبهام انگار به هم چسبیدهن استاد. میخوام حرف بزنم، ولی نمیخوام. آخه حرفزدن هیچوقت دردی رو دوا نکرد.
Aylin T·۲ ماه پیشدر سوگ فعلهای ماضیخانم الف، میبخشید مرا که موقع صحبت از شما، از فعلهای ماضی استفاده میکنم. بعضی آدمها وقتی که فعلشان ماضی میشود، هنوز خیلی جوانند.
Aylin T·۲ سال پیشحکایت من و کتابِ «پاندای بزرگ و اژدهای کوچک»لطفاً در طول مدتی که این نوشته رو میخونید، فقط نوشته رو بخونید!
Aylin T·۲ سال پیشسرگذشت من و کتابِ «یک شب فاصله»نوشتهام برای شرکت در چالش شهریورماه ۱۴۰۲ طاقچه در مورد کتابی که انگار نمیخوندمش؛ بلکه داشتم درونش زندگی میکردم.
Aylin T·۲ سال پیشداستان من و کتاب «شازده کوچولو»افکار و احساساتم نسبت به کتاب شازده کوچولو؛ نوشتهای که بعد از ۵ ساعت تموم شد. خوشحال میشم اگه بخونینش. هم کتاب رو؛ هم نوشتهی من رو!
Aylin T·۳ سال پیشقصهی من و کتاب «عمارت سوخته»در واپسین ساعات بهار ۱۴۰۲، این متن رو برای شرکت در چالش کتابخوانی طاقچه مینویسم تا تجربهام از خوندن کتاب عمارت سوخته رو براتون تعریف کنم.