آرش فرخزاد·۱ ماه پیش♾️ داستان کوتاه انتظار - نویسنده آرش فرخزادتازه چشمانم باز شده بود و از تیرهگی اطرافم، چیزی دیده نمیشد و سعی میکردم اطراف را درک کنم و با تمام توان مقاومت میکردم که به من گفتند؛ صبر…