آرمین·۶ ماه پیشجنگغوطه ور در روزمرگی در خبر، در اطلاعات ، در سرگرمی..و سردرگمیاین جماعت کور اند و نمیشنوند صدای پای عمرشان که میدودمگر به جنگ، مگر به مرگ..…
آرمین·۶ ماه پیش:)مدتی است وسیع تر شده ام جای بیشتری اشغال میکنم گویی چیزی در من اشباع شده و من لبریزم لبریزم از تومنی که در دریای خود شناور بودم حال غرق تو…
آرمین·۶ ماه پیشفرهاد کوه کنامشب فرهادی در سینه ام کوه میکندصدای تیشه هایش خواب را ازمن گرفتهغبار کندنش نفسم را بریده...بسه فرهاد.. بس کن که امشب وقت کندن نیست...ـــ…
آرمین·۶ ماه پیش💬در اتاقت نشسته ای آفتاب مختصری گل های قالی را نوازش میکند بازی پرده ها با نسیم خنک بهاری صدا میآید صدای صحبت پدر و رقص دستان مادر که حاصلش…
آرمین·۶ ماه پیشجمعه ها عصر دارد..جمعه ها افتضاح استمخصوصاً وقتی هیچ کس تلفنش را جواب نمیدهدانگار همه کاری برای انجام دادن دارند و تو جزوشان نیستی ، هیچکس وقتی برای تو ندارد…
آرمین·۶ ماه پیشاین روز هام..حالم خوب است.و این عجیبه، جدیده و نگران کننده عادت ندارمآدمیزاد خیلی پیچیدست.و ما فقط صحبت ها و دیدگاههایشان را داریم هیچ نمیدانیم در پس آ…
آرمین·۶ ماه پیش۲۰سالگی..این احساس عدم تعلق داره منو میکشه اینکه میدونی نمیتونی برگردی به چیزی که بودی که حتی اگه بتونی هم دیگه چیز خوبی نیست و یه عقب گرد محسوب م…
آرمین·۶ ماه پیش💬 :/یه نگاه عمیق تر بهت نشون میده که همه تو دنیای خودشون غرقن و طنابی هم برای نجات تو ندارن البته همین که از تو درخواست طنابی ندارن هم کفایت می…
آرمین·۶ ماه پیش💬بعد از ظهر تا عصر بشینی یه فیلم/کتاب رو ببینی/بخونی و این بین برق رو روشن نکنی آروم نور اتاق کم میشه غروب که نزدیک میشه آخرین تلاش های خورش…