آگاهی، آرامشبخش نیست - بلکه برعکس است. آگاهی یک مزاحم و بیدارکننده است. —رابرت گرینلیف

خصوصیات رهبر خدمتگذار
وقتی افراد به دنبال مدلی هستند که کوچینگ چابک را خلاصه کند، اصطلاح رهبر خدمتگزار اغلب مورد بحث قرار میگیرد. وقتی برای اولین بار آن را شنیدم، تعریف سادهای از مربی در خدمت تیم را تصور کردم تا اینکه تیم در خدمت مربی باشد. این قطعاً با توصیف رهبری مدیریت پروژه که سالها با آن کار کرده بودم، به اندازه کافی متفاوت بود. در آن مدل، تیم قطعاً به من خدمت میکرد. تنها کاری که باید انجام میدادید این بود که در یکی از جلسات وضعیت من شرکت کنید تا آن را در عمل ببینید. بنابراین، تعریف ساده مربی در خدمت تیم برای مدتی برای من کافی بود. اگر سابقهای در گفتن به مردم دارید، شاید حرکت به سمت این تعریف ساده به عنوان یک تغییر مناسب برای شما عمل کند. اگر چنین است، فعلاً اینجا بمانید. اگر آمادهاید تا درک خود را از رهبری خدمتگزار عمیقتر کنید و جایگاه خود را در برخی از ایدههای اصلی آن بسنجید، موارد زیر را از مقاله دهه 1970 که این اصطلاح را ابداع کرد، در نظر بگیرید.
در مورد توسعه دیگران: «... مطمئن شوید که نیازهای اولویتدار دیگران برآورده میشوند. بهترین آزمون، و البته دشوارترین آزمون برای انجام آن، این است: «آیا کسانی که به آنها خدمت میشود، به عنوان انسان رشد میکنند؛ آیا آنها، در حین دریافت خدمت، سالمتر، عاقلتر، آزادتر، مستقلتر میشوند و احتمال بیشتری دارد که خودشان هم خدمتگزار شوند؟» (گرینلیف ۱۹۹۱)
به این سؤالات فکر کنید: در مورد وظیفه رشد افراد چه احساسی دارید؟ این موضوع چگونه با ایده شما در مورد مربیگری تیمهای چابک مطابقت دارد؟ آیا افراد تیمهایی را که مربیگری میکنید، بهتر از زمانی که رسیدهاند، تیم را ترک میکنند؟
در مورد گوش دادن و دادن فضا برای پاسخ دادن به دیگران: «... فقط یک خدمتگزار واقعی به طور خودکار با گوش دادن اول به هر مشکلی پاسخ میدهد. «این اغلب یک سوال ویرانگر است که باید از خود بپرسید، اما گاهی اوقات پرسیدن آن مهم است -
'با گفتن آنچه در ذهن دارم، آیا واقعاً در سکوت پیشرفت خواهم کرد؟» (گرینلیف ۱۹۹۱)
به این سوالات فکر کنید: چند درصد از مواقع اول گوش میدهید؟
آیا افراد وقتی در اطراف شما هستند، جایی برای صحبت کردن دارند؟
در مورد پذیرش یکدیگر: «مردم وقتی کسانی که آنها را رهبری میکنند با آنها همدلی میکنند و وقتی آنها را به خاطر آنچه هستند میپذیرند، حتی اگر عملکردشان بر اساس آنچه قادر به انجام آن هستند، مورد قضاوت انتقادی قرار گیرد، قد بلندتر میشوند.» (گرینلیف ۱۹۹۱)
به این سؤالات فکر کنید: چقدر احتمال دارد که افراد را همانطور که هستند بپذیرید و به جایگاهی که در مسیرشان دارند احترام بگذارید؟ وقتی مربیگری میکنید، آیا قضاوتهای شما مانعی بین شما و آنها ایجاد میکند؟
رهبری خدمتگزار، یک مدل قدرتمند برای استفاده در مربیگری چابک، باعث ایجاد قدرت در دیگران میشود (گرینلیف ۱۹۹۱).
قدرت در دیگران منجر به قدرت در تیم میشود که منجر به ایدههای بهتر و نوآورانهتر میشود. همانطور که هسته اصلی رهبری خدمتگزار - توسعه دیگران، گوش دادن و فضا دادن و ارائه پذیرش - را در نظر گرفتهاید، در مورد توانایی خود برای رهبر خدمتگزار بودن در کجا ایستادهاید؟ بدانید که لبه رشد شما در کجا قرار دارد.
اگر آشفته و بیدار نیستید، هنوز به آنجا نرسیدهاید.
منبع: کتاب Coaching agile team, page38
رهبری یعنی توانایی تأثیرگذاری، هدایت و الهامبخشی به گروهی از افراد برای دستیابی به هدفی مشترک—بی آنکه انگیزهی آنها را از بین ببرد. رهبری موجب شکلگیری اندیشهها، اقدامات و اشتیاق میشود و مسیرهای راهبردی روشنی را شکل میدهد. این نوع رهبری، عمل آگاهانه و هدفمندِ «برو ببین، گوش بده، و درک کن» را در بر میگیرد؛ جمعآوری واقعیتها و مشاهداتی که تصمیمگیریها را آگاهتر میسازند—رویکردی که بهنام Genchi Genbutsu (84) شناخته میشود.
رهبری یک فرایند اجتماعی پویا است که شامل مسئولیتپذیری، ایجاد ارتباط و توانمندسازی میشود. رهبری موفق به همآفرینی مسیر حرکت، همراستاسازی مؤثر منابع و افراد، و شکلگیری تعهد متقابل میان اعضای گروه منجر میشود.
اسکرام بهدنبال نوع خاصی از رهبری است—رهبری برای استقامت که مجموعهای از ویژگیهاست، نه یک موقعیت مدیریتی. بنابراین، رهبری باید شامل (و نه محدود به) پرورش محیطی مناسب برای تیمهای خودگردان اسکرام، شفافیت، اعتماد، پدیداری در مسیر، معنا و رضایت از کار، پذیرش عدم قطعیت (72) و شکستها، جمعآوری شواهد برای تصمیمگیری بهتر، مدیریت پیشدستانهی ریسک، و حذف بیکفایتیهای سازمانی باشد.
رهبری باید از همهسو اتفاق بیفتد، در همهی سطوح حضور داشته باشد، و در زمان مناسب، تفکر و بازنگری را تقویت کند. رهبری باید بهشکل بیوقفه بهدنبال خلق ارزش باشد، اما در عین حال، با شفقت و اخلاق همراه شود. رهبری نیازمند عاملیت مداوم برای تغییر جریانهای کاری، فرایندها، سیستمها و محیط کار است؛ از جمله (اما نه محدود به) منابع انسانی، امور مالی و مدیریت فروشندگان.
رهبر کسی است که «رهبری» را نشان میدهد.
مالکان محصول و اسکرام مسترها، تعادلی بین رهبری، اختیار و هدایت ظریف برقرار میکنند—با ارائهی نیت روشن، تقویت ابتکار عمل و حمایت از پاسخگویی. آنها تیم اسکرام را هدایت میکنند، نه اینکه به صورت ذرهبینی مدیریت کنند؛ بهگونهای که تیم چشمانداز و اهداف را درک کرده، اختیار اجرای کار را داشته باشد و نسبت به نتایج پاسخگو باقی بماند. وقتی مداخله لازم است، با قاطعیت وارد عمل میشوند؛بدون آنکه مالکیت تیم اسکرام نسبت به مسئولیتهایش از بین برود.
توسعهدهندگان محصول با جهتگیری تیمیِ خودگردان، حرفهایگری و تمرکز بر هدف، رهبری را از خود نشان میدهند؛ زیرا خودگردانی با مسئولیتپذیری همراه است.
حامیان نیز با کمک به رفع موانع کوتاهمدت و بلندمدت، بهبود انسجام فرایندهای مدیریتی با اسکرام، و حمایت از تغییر پدیدار شده در مسیرهای مهم (البته وقتی درخواست میشود)، رهبری خود را نشان میدهند.
منبع راهنمای تکمیلی اسکرام