
در این روش، ذهن از واکنش عاطفی جدا و جای اینکه درد رو یک رنج تفسیر کنه، فقط به عنوان یک پالس الکتریکی میبینه. یه سیگنال بیطرف از سیستم عصبی، درست مثل حس لمس یا فشار.
این بازتعریف ذهنی باعث میشه مغز شدت درد رو کمتر پردازش کنه. در نتیجه، درد به یک تجربهی خنثی و قابل کنترل تبدیل میشه.
هدف این روش، حذف احساس درد نیست؛ بلکه خنثیسازی بار روانی اونه. درواقع تو میدونی که آسیبی در بدن رخ داده، اما دیگه درگیر احساس رنج نمیشه. این تمایز، روش رو ایمن و کاربردی نگه میداره.
مراحل انجام:
۱. شناسایی
بهمحض شروع درد (مثلا زخم، سوختگی، ضربه یا غیره)، ذهنت رو آماده مداخله کن. دقیقا در همون ثانیههای ابتدایی، نه بعد از اوج گرفتن.
۲. تعویق
بهجای واکنش غریزی (انقباض عضله، فریاد و غیره)، لحظهای توقف کن و خودت رو در نقش ناظر بیطرف قرار بده؛ مثل اینکه درد رو در بدن فرد دیگهای مشاهده میکنی.
۳. بازتعریف
به خودت یادآوری کن: چیزی که احساس میکنی، فقط یک پیام عصبی هست. سیگنالی الکتریکی که از گیرندههای حسی به مغز میرسه. درست مثل بقیه سیگنالها. نه یه چیز تهدیدآمیز.
۴. تمرکز
توجهت رو روی ویژگیهای فیزیکی درد متمرکز کن. بدون قضاوت یا توصیف احساسی. نگاه علمی و عینی داشته باش، نه شخصی.
۵. ماندگاری
اجازه بده این نگاه بیطرف، جای واکنش پیشفرض مغز رو بگیره. پس از چند ثانیه، درد کاهش یا از لحاظ ذهنی بیاهمیت میشه.
بعد از چند بار که تمرین کنید، دیگه خیلی سریع و در کمتر از چند ثانیه میتونید اون احساس آزاردهنده رو از بین ببرید.
البته از همین روش میشه در مواقع آزاردهنده دیگهای هم استفاده کرد. مثل: گرسنگی یا تشنگی (سیگنال فیزیولوژیک)، سرما یا گرما (دادهی حسی)، خستگی یا ضعف بدنی، اضطراب، استرس و غیره...