ویرگول
ورودثبت نام
سرگشته
سرگشتهدر سرم جنگ‌های بسیاری‌ست و تنها کشته‌اش منم..!
سرگشته
سرگشته
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

پایان‌های جاری!


برخی از لحظه‌ها با تمام لحظات تفاوت دارن.

لحظاتی در بین گذشته و آینده!

لحظاتی بین واقعیت و خیال...

لحظاتی پس از یک مراسم. لحظاتی پس از نبود یک فرد.

لحظاتی مثل خاطره...

خاطره! چیز جالبی‌ست. هم خودش و هم واژه‌اش.

هم قشنگ است و هم جانکاه!

چیزی بین هست و نیست.

چیزی که پایان یافته، اما هنوز جاری‌ست.

چیزی شبیه به همین دنیا. چیزی شبیه به خودمان.

چیزی که دیگر وجود ندارد، اما هر روز تو را متفاوت‌تر می‌کند.

چیزی که هر بار بخشی از تو را شاد و آرام می‌کند، و بخشی را غمگین و مضطرب!

زنجیر پاره‌ای از گذشته که در آینده تقلایش می‌کنیم...

خاطرهگذشتهآیندهاضطرابنوستالژی
۲
۰
سرگشته
سرگشته
در سرم جنگ‌های بسیاری‌ست و تنها کشته‌اش منم..!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید