
فارسی شده یکی از ویدیوهای جف فاستر:
این چیزیه که ای کاش 15 یا 20 سال پیش یکی به من گفته بود.
قیدِ داشتنِ ذهن ساکت رو بزن(ساکت کردن ذهن رو فراموش کن).
من قبلا فکر میکردم مدیتیشن یعنی همین.
و وقتی زیاد سوال میکنی، از آدم هایی که مدیتیشن میکنن میپرسی، میبینی خیلی هاشون دنبال چیزی هستن به نام ذهن ساکت.
اما چیزی که آخرش کشف میکنی اینه که هرچی بیشتر سعی میکنی ذهنت رو ساکت کنی، هر چه بیشتر میخوای خفهاش کنی؛ اینو تبدیل به یک هدف میکنی، و ذهن، سر و صدای بیشتری میکنه(یعنی بدتر میشه به جای اینکه بهتر بشه).
هر چیزی که باهاش مقاومت کنی(بجنگی)، بیشتر یا بدتر میشه.
برای من سال ها پیش خیلی شوکه کننده بود که فهمیدم هدف مدیتیشن داشتن ذهن ساکت نیست.
البته در مدیتیشن ممکنه لحظه هایی باشه که ذهنت آرومه، و همینطور لحظه هایی که شلوغه.
نکته اینه که مدیتیشن جایی برای همهی اینهاست!
پس در مدیتیشن جا هست هم برای شلوغی ذهن، هم برای سکوتش.
اگر شروع کنی ذهنت رو نه مثل یک چیز سفت و سخت، بلکه مثل رقصی از موجها که در یک اقیانوس وسیع میان و میرن ببینی، افکار که میان و میرن، صداهای درون سر که میان و میرن، خاطرهها،فکرهای مربوط آینده، لحظه به لحظه در مدیتیشن فقط تماشا میکنی که این موج ها ظاهر میشن، کمی میمونن و بعد ناپدید میشن.
این یک جریان مداومه، رقصی از موج ها.
پس هدف مدیتیشن نابود کردن یا از بین بردن موج ها نیست.
این چیزی نیست که اقیانوس بخواد.
هدف مدیتیشن کنترل موج ها، کنترل ذهن یا نابود کردن ذهن،ساکت کردن ذهن، یا فراتر رفتن از ذهن نیست.
همهی این ایدهها(خواسته ها)، که اتفاقا ذهنی هم هستند(یعنی باعث شلوغ تر شدن ذهن هم میشن!) هیچ ربطی به مدیتیشن ندارن.
وقتی سال ها پیش اینو فهمیدم واقعا شوکه شدم.
و در حین حال چقدر رهایی بخش بود... چه آرامشی.
مدیتیشن یعنی به یاد آوردن اقیانوس، فضای باز و گسترده آگاهی.
هر اسمی دوست داری روش بذار، خودِ بسترِ هستی.
آن اقیانوسی که خود تویی، همونیکه همهی این موجها اجازه دارن در اون بیان و برن.
گاهی افکار خیلی وحشتناکن، گاهی خشن و شدیدن.
اما همشون میان و میرن.
چیزی که نمیاد و نمیره، خود تویی؛ اقیانوس.
پس مدیتیشن یادآوری اقیانوسه، نه کنترل موج ها.
میتونی تا وقتی که خسته(نا امید) و خشمگین نشدی موج ها رو کنترل کنی، اما آخرش میفهمی که این جریان ذاتا از کنترل تو خارجه.
و بعد میتونی به این واقعیت تسلیم بشی.
پس دیگه لازم نیست در کار ذهن دخالت کنی. بزار ذهن شلوغ باشه.
قدرت تو دقیقا همینجاست که به ذهنت اجازه میدی.
هی ذهن! میتونی شلوغ کنی، داد بزنی، حواسمو پرت کنی؛ اشکالی نداره.
موج ها میتونن در اقیانوس بیان و برن، اما من اقیانوس رو به یاد میارم.
هیچ موجی نمیتونه به اقیانوس آسیب بزنه.
پس لازم نیست ذهنت رو ساکت یا ثابت کنی.
آرامش واقعی خود اقیانوسه.
برای همینه که میگم قیدِ ساکت کردن ذهن رو بزن.
آرامش واقعی وقتی میاد که تسلیم میشی.
باشه ذهن، هر چی میخوای بگو؛ من در جایگاه اقیانوس، آرام گرفتم.