سلام و عرض اندام دارم خدمت همتون
چند ماهی میشه ظاهرا که دور بودم ازتون
زندگی جوری پخت و پز کرد که زمان حس نشد
شبا نمونده رو تخت جز یه اسکلت ازمون
شدم انقدر نرفتم از اتاق بیرون دیوونه
رفیقامم بهم میگن بیا بیرون دیوونه
دیوارا هم خراب میشن چند روز دیگه رو سرم
وقتی حرفام زیاد شن جایی که میام ویرگوله
مغزم نمیکشه که بیشتر از این بنویسم
شاید دوباره چند روزی اینجاها بنویسم
کاری داشتین صدام کنین فعلا همین طرفام
مشتاق دیدارتون، دوِ شب، برغان
