Artin mx·۱۰ ماه پیشدو داستان تخیلیشب از خواب برخاستم. خواب عجیبی دیده بودم. خواب دیدم از سیارهام دور شدهام و به فضا سفر کردهام و به سیاره مریخ رسیدهام، در آنجا خاک سرخ د…
Artin mx·۱۰ ماه پیشجکسون قسمت چهارمو چون چاقو خورده بود ازش خونه زیادی رفته بود و وسط کوچه غش می کنه صبح روز بعد مردم جنازه تام را وسط کوچه پیدا می کنند و یکی زنگ می زنگه اور…
Artin mx·۱۰ ماه پیشحموم عمومیاین داستان ترسناک واقعی که مثل همین داستان طولانی ترین اتاق فرار ترسناک هم ساخته شده از زبون کسی نقل شده که توی کاشان زندگی میکرده و آخر هف…
Artin mx·۱۰ ماه پیشجکسون قسمت سومجک رفت با سنجاق قفلی در حیاط را باز کرد و از پله رفت بالا در خونه را هم با سنجاق قفلی باز کرد وارد خونه شد و سریع رفت توی اتاق جکسون در هم…
Artin mx·۱۰ ماه پیشجکسون قسمت دومولی یکی از دوستانش از جکسون نفرت دارد و ازش خوش نمی آید اسم دوستش جک است جکسون بعد از چند روز مریضی بدی گرفت و سه ماه در بیمارستان بستری بو…
Artin mx·۱۰ ماه پیشجکسون قسمت اولروزی روزگاری در شهر لوماس پسری به نام جکسون زندگی می کند این شهر هوای پاکیزه و تمیزی دارد این شهر از صبح تا شب شلوغ است و مغازه و پاساژ های…