کارمندی یا فریلنسری؛ مساله حتی اینم نیست!(قسمت یک)

بعنوان کسی که همه ی مدل های کاری، یعنی هم فریلنسری، هم کارمندی تمام وقت و هم کار پاره وقت رو رو تجربه کرده دوست دارم تجربیاتم رو باهاتون در میون بذارم، بیشتر برای کسایی که هیچ آشنایی با این حوزه ها ندارن و تازه می خوان وارد کار بشن.امیدوارم دوستان با تجربه تر نوشته ی منو تکمیل تر کنن.

البته شاید بهتره بیوگرافی خودم رو مختصر بگم:

من فارغ التحصیل رشته ی نرم افزار از دانشگاه دولتی فنی تهران هستم - 23 سال دارم و از سال 92 وارد بازار کار شدم- کار اولم رو به واسطه ی تسلطم به درسای دبیرستان و رتبه ی خوب کنکورم و البته علاقم به تدریس بدست آوردم - کار دومم رو به واسطه ی علاقم به کارهای داوطلبانه - کار سومم رو به واسطه ی جور روزگار و کار چهارمم رو بابت علاقمم به رشته ی تحصیلیم - و کار فعلیم کاملا به واسطه ی ترجیح و خواست خودم.

بله 5 سال تجربه ی کاری و 5 کار مختلف که در ادامه در مورد همشون توضیح میدم.اگر جایی حس کردید دارم از خودم تعریف می کنم زود قضاوت نکنید - مطمئن باشید اکثرا اون تعریف رو پیش زمینه ی تخریب بعدی کردم:)

اول با کار کارمندی شروع می کنم:

من کار کارمندی رو تو یک شرکت نسبتا سخت گیر ولی جدی شروع کردم - از اول بسیار خوب ظاهر شدم و به دلیل قوی کار کردن من حتی یک نفر رو تعدیل کردن (یعنی از کار بیرون کردن چون من بس بودم)، به قدری خوب و وظیفه شناس بودم که تو مدت کوتاهی اتاق بزرگی رو به من اختصاص دادن و روز به روز به شرح وظایفم اضافه کردن و خوب من از پس همشون بر اومدم - البته این افزودنی ها تاثیری رو حقوقم نداشت و فقط من بیشتر و بیشتر کار می کردم و چه بساروزهایی که تا 9 شب سرکار بودم!

نتیجه چی شد؟ بعد از 7 ماه احساس پوچی کردم چون من فقط داشتم کار می کردم و هیچ پیشرفتی تو کار نبود فقط توقع بود که روز به روز بالا میرفت و من با روزانه 15 مورد کار انجام شده همون بودم که کارمندی با 5 مورد انجام شده و می تونید حدس بزنید که چقدر باعث نا امیدی من بود و خوب تو چشم انداز هم ترفیعی دیده نمیشد و من بعد 7 ماه متوجه شدم همونجایی هستم که هفت ماه پیش بودم و این دردناک بود.

قصدم سیاه نمایی کارمندی نیست، این صرفا تجربه ی من بود از این فضایی که نمیتونم بودنم اونجا رو به حساب شانس یا بدشانسی بذارم چون اصولا اعتقادی به مقوله ی شانس ندارم - ولی خوب در ادامه نکاتی رو لیست میکنم که بهتره مد نظر داشته باشید:

1- کارمندی تمام وقت یعنی حضور از ساعت 8 یا 9 صبح الی 17 یا 18 عصر (حدودا هفته ای 44 ساعت )در محیطی حضور داشته باشید که ممکنه محیطش دوست داشتنی باشه یا نباشه - همکارای خوبی داشته باشید یا نداشته باشید - رئیس منصفی داشته باشید یا نداشته باشید - تسهیلاتی مثل ناهار و سرویس هم ممکنه باشه و نباشه

2- حقوق ماهیانه ثابت و برای رده های غیر کارشناسی حداقل مصوب وزارت کار - بیمه - اضافه کاری - جریمه بابت تاخیر - 2 روز و نیم مرخصی با حقوق - پاداش بابت حسن انجام کار - عیدی و سنوات (که به ترتیب معادل یک حقوق کامل و دو حقوق کامل محاسبه میشه)

3- قرارداد در این مدل کار ها معمولا بعد از یک هفته کار آزمایشی نوشته میشه و معمولا بیمه از سه ماه دوم رد میشه - مبلغی هم بابت ضمانت به صورت سفته دریافت میشه ( این برای دو جایی که من کار کردم این شکلی بود)

مزایا و معایب کارمندی

(من در مورد روتین کارمندی صحبت می کنم کارهایی مثل مسئول دفتری، منابع انسانی، منشی گری، سوپروایزری، مسئول کامپیوتر و از این قبیل)

شاید حس کرده باشید که من به کارمندی علاقه ندارم ، خب درست حدس زدید اما این چیزیه که کاملا به خصوصیات اخلاقی من ربط داره:‌1- من از چارچوب های زمانی بدم میاد، اینکه منظم از این ساعت تا اون ساعت فلان کار رو هر روز و هر روز بکنم برام کسل کننده اس

2- من از بالا دست داشتن بدم میاد ( بالادستی که صرفا چون از من قدیمی تره تو اون جایگاهه نه به خاطر توانایی و تبحرش) ،

3- من از داستان هایی که تو محیط کار پیش میاد بدم میاد ( بله متاسفانه هر کلام اضافه ای در محیط کار با جنس موافق و جنس مقابل ممکنه داستان ساز بشه)

4- تو کارمندی جای پیشرفت نیست( چه قبول کنیم چه نکنیم کار کارمندی یک حاشیه ی امنه، شما چه چیزی به معلوماتتون اضافه بشه چه نشه کار ثابت و معلومی رو باید انجام بدین و با همون کار هم حقوق رو دریافت می کنید پس میل به تنبل شدن ، یا تلاش نکردن برای پیشرفت طبیعیه که افزایش پیدا میکنه)

5- کلا دو روز آزاد داشتن برای منی که بیشتر از کارم خانواده و دوستانم در اولویت هستن خیلی کمه،‌ دو روز که اونم با کلی مشقت و از یک هفته قبل باید بابت گرفتن مرخصی اقدام کنم، چون عملا بعد از ساعت کاری ، هیچ کاری نمیشه کرد!

ممکنه لابلایی چیزهایی که بعنوان معایب نوشتم،‌مزایایی پیدا کنید که این کاملا طبیعیه ، به همین دلیل گفتم نوشته ی من در نکوهش کارمندی نیست بلکه صرفا انتقال تجربیاتمه.

این نوشته طولانی شد.بذاریم به حساب نوشته ی اول تو سایت ویرگول بودنش:)

قسمت بعدی در مورد باقی تجربیاتم می نویسم.

قسمت دوم: کارمندی یا فریلنسری؛ مساله حتی اینم نیست!(قسمت دو)
قسمت سوم: کارمندی یا فریلنسری؛ مساله حتی اینم نیست!(قسمت سه)
قسمت چهارم: کارمندی یا فریلنسری؛ مساله حتی اینم نیست!(قسمت آخر)

خوشحال میشم نظر بذارید.