ویرگول
ورودثبت نام
الهه روح‌اللهی
الهه روح‌اللهیکلمه‎‌‌های گاه‌ وبی‌گاهِ یک کپی‌رایترِ قصه‌گویِ کتاب‌بازِ دست به قلم :)
الهه روح‌اللهی
الهه روح‌اللهی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

دست‌هایم را می‌کارم...

روزی قصه چشم‌هایم را خواهم نوشت که چه چیزها دید؛

و قصه گوش‌هایم که چه چیزها شنید.

شاید روزی هم قصه روزگارمان را بنویسم،

و بسا کسانی ما را خیالی و قصه‌مان را افسانه پندارند!

روزی قصه دست‌هایم را... اما نه!

من دست‌هایم را می‌کارم؛

دست‌هایی که هرگز کوتاه نیامدند.

ادامه دادند و نوشتند، آشپزی کردند، در آغوش گرفتند، نوازش کردند، همراهی کردند و دست‌های دیگر را فشردند...

دست‌هایی که ادامه دادند و زندگی را سرپا نگه‌داشتند.

دست‌هایم را

در باغچه می‌کارم

سبز خواهم شد

می‌دانم

می‌دانم

می‌دانم…*

•

خوشحالم که ویرگول برگشته و کنار دوستان عزیزم هستم و به قول حضرت حافظ:

کاین غصه هم سرآید

•

*شعری از فروغ فرخزاد

زندگیایرانجوانهخاکخستگی
۲۱
۰
الهه روح‌اللهی
الهه روح‌اللهی
کلمه‎‌‌های گاه‌ وبی‌گاهِ یک کپی‌رایترِ قصه‌گویِ کتاب‌بازِ دست به قلم :)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید