ویرگول
ورودثبت نام
فرزانه کوئینی
فرزانه کوئینیفرزانه کوئینی نویسنده و پژوهشگر هوش مصنوعی
فرزانه کوئینی
فرزانه کوئینی
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

اشتباهات رایج در نوشتن رمان عاشقانه و راه‌های پرهیز از آن

رمان عاشقانه یکی از پرطرفدارترین ژانرهای دنیاست، اما درست به همین خاطر، یکی از سخت‌ترین‌ها هم هست. چون مخاطبِ این نوع رمان‌ها تجربه‌ی عاطفی زیادی داره و خیلی سریع تشخیص می‌ده چی واقعی و چی مصنوعیه.

من در مسیر نوشتن رمان‌های عاشقانه‌ام، بارها اشتباه کردم، زمین خوردم و دوباره از نو نوشتم. اینجا می‌خوام از تجربه‌هام بگم — از اشتباهاتی که دیدم نویسنده‌های زیادی تکرار می‌کنن و راه‌هایی که به من کمک کرد ازشون فاصله بگیرم.

💔 اشتباه اول: عشقِ سریع و بی‌منطق

در خیلی از رمان‌ها، دو نفر در اولین نگاه عاشق می‌شن و تا آخر داستان فقط درگیر احساسات اغراق‌شده‌ان.

اما عشق واقعی در داستان باید فرآیندی قابل‌باور باشه. مخاطب باید تغییرات رفتاری، گفتاری و احساسی شخصیت‌ها رو ببینه و همراهشون رشد کنه.

✅ راه حل:

قبل از نوشتن صحنه‌های عاشقانه، مسیر رشد رابطه رو طراحی کن. نشون بده چرا این دو نفر به هم نزدیک شدن — شاید دردی مشترک، گذشته‌ای مشابه، یا تفاوتی جذاب بینشون وجود داره.

💬 اشتباه دوم: دیالوگ‌های مصنوعی

جملات کلیشه‌ای مثل «تو همه دنیای منی» یا «بدون تو نمی‌تونم نفس بکشم» هزار بار شنیده شده.

وقتی شخصیت‌هات اینطوری حرف می‌زنن، مخاطب حس نمی‌کنه واقعی‌ان.

✅ راه حل:

دیالوگ‌ها رو از دل موقعیت بنویس، نه از ذهن شاعرانه‌ات. بگذار شخصیت‌هات مثل آدم‌های واقعی حرف بزنن — با تپق، سکوت، یا حتی شوخی. عشق در جزئیات خودش زیباست، نه در شعار.

🌧 اشتباه سوم: شخصیت‌های کامل و بی‌نقص

خیلی از نویسنده‌ها قهرمان داستان عاشقانه رو مثل فرشته‌ای بدون اشتباه می‌نویسن.

اما حقیقت اینه که مخاطب عاشق شخصیت‌های ناقص و باورپذیر می‌شه، نه آدم‌های ایده‌آل و تخیلی.

✅ راه حل:

به شخصیت‌هات ضعف بده. بگذار اشتباه کنن، بترسن، حسادت کنن، قهر کنن… چون عشق در تضادها معنا پیدا می‌کنه.

🎭 اشتباه چهارم: وابستگی را با عشق اشتباه گرفتن

گاهی نویسنده ناخودآگاه رابطه‌ای ناسالم را به عنوان عشق تصویر می‌کند — رابطه‌ای که در آن یکی همیشه قربانی یا وابسته است.

✅ راه حل:

در طول داستان، نشان بده عشق باید دوطرفه باشد. شخصیت‌ها باید در کنار هم رشد کنند نه نابود شوند. اگر یکی از آنها مدام فدا می‌شود، آن دیگر عشق نیست، وابستگی است.

💡 اشتباه پنجم: نداشتن تعارض واقعی

خیلی از رمان‌های عاشقانه فقط پر از گفت‌وگو و احساس‌اند، اما اتفاق خاصی در آنها نمی‌افتد.

بدون تعارض (Conflict) هیچ کششی وجود ندارد.

✅ راه حل:

در داستانت موانع واقعی بساز: تفاوت طبقاتی، راز پنهان، گذشته‌ی تلخ، یا حتی ترسی درونی. مخاطب باید نگران شود که آیا این دو نفر واقعاً به هم می‌رسند یا نه؟

🕊 اشتباه ششم: پایان‌های شتاب‌زده

گاهی نویسنده بعد از کلی کشمکش، ناگهان تصمیم می‌گیرد همه‌چیز را در یک فصل جمع کند و تمام!

اما مخاطب باید حس کند پایان، نتیجه‌ی طبیعیِ مسیر داستان است.

✅ راه حل:

قبل از نوشتن پایان، مسیر احساسات هر دو شخصیت را مرور کن. آیا واقعاً آماده‌ی رسیدن به هم هستند؟ آیا بخشیده‌اند؟ آیا یاد گرفته‌اند؟ اگر نه، هنوز پایان نرسیده.

✨ حرف آخر

نوشتن رمان عاشقانه یعنی شناخت قلب انسان؛ یعنی درکِ ظرافت‌های روحی، ترس‌ها و امیدها.

هیچ فرمول قطعی‌ای برای عشق وجود ندارد، اما اگر صداقت در نوشتن داشته باشی، عشق روی کاغذت نفس می‌کشد.

📌 من ف - کوئینی هستم، نویسنده‌ی رمان‌های حس پایدار، همه حالتو می‌پرسن، دریا همون دریا بود و من نسل هشتمم.

اگر به دنیای عشق و داستان علاقه داری، می‌تونی من رو در اینستاگرام دنبال کنی: Koeinilife

رمان عاشقانهمسیر رشدنوشتنعشق
۲
۰
فرزانه کوئینی
فرزانه کوئینی
فرزانه کوئینی نویسنده و پژوهشگر هوش مصنوعی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید