زهره نایبی·۶ روز پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۱۸نُوآ از قفس بیرون میزند. اتاقی جدید، آینهای آشنا، و قانونی به نام "حریم" و جهان تازهای که او را میخواند، چه چیزی پشت افق پنهان است؟
@faria_writer·۱۱ روز پیشپارت8 رمان «خانوم خبرنگار»پارت 8▹ · – · – · – · 𔘓 · – · – · – · ◃ 💞شادی💞 دستای لرزونی که داشت رو بالا اورد روی گونه هام گذاشت و با لبخند بهم نگاه کر…
Ailar_ab·۱ ماه پیشمعرفی رمان همین گوشه از آسمانبالاخره بعد از خوندن ۴ تا رمان پشت هم یک رمانی خوندم که واقعا چسبید. البته از بین اون ۴ تا دوتاش رو دوست داشتم، یکیش رو تقریبا ۵۰ درصد، و ا…
*Sogand*·۱ ماه پیشقصه ی ماهراویآلارم گوشی برای بار سوم به صدا درمیآید. چاره ای ندارد کلافه و خمار سر جایش مینشیند و هرچی فحش و ناسزا بلد بود به ساعت و کلاس و کارو ز…
*Sogand*·۱ ماه پیشقصه ی ماهنام رمان: #قصهی_ماهژانر: #عاشقانه #اجتماعیجلو ی اینه ی اتاقش موهامو مرتب میکنمکه از پشت بهم میچسبه و بغلم میکنه و سعی میکنه دوباره تحریکم…
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۲ ماه پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۱۲برای اولین بار، نُوآ از پشت آینه چیزی شنید که جهان سیاهوسفیدش رنگی شد...
writing_01·۴ ماه پیشبرزخ فرکانسهامنتظرم بدونم اگه جای مورفیوس بودی… قلب رو انتخاب میکردی یا جاودانگی؟ بنویس زیر این پست 👇 چون هر کامنت یه رؤیای تازهست.