شکوه روشنی فردا·۷ ماه پیشدرختی در دل تاریکیبیاد دارم چند روزی بیشتر از سزارین و از دست دادن نوزاد تازهمتولدم نگذشته بود. بیرمق، زخمی از تن و روح، روی تخت اتاقم دراز کشیده بودم.نه ت…
شکوه روشنی فردا·۷ ماه پیشبنویس، دوست منمیگویند بنویس؛ یک نویسندهی معروف گفته است: «برای اینکه نویسنده شوی، باید نوشت، نوشت، نوشت…»اما در میان این روزمرگیها، جایی برای نوشتن پی…
شکوه روشنی فردادریاز·۷ ماه پیشمحله ای که گم شددلنوشته:امروز، خستگی بیشتر از همیشه بر تنم نشست؛ وقتی پسربچهی کوچک همسایه، با خندهای بیخیال، دشنامی رکیک به همبازیاش گفت. درجا شرم سرا…