سمیرا راهی·۸ سال پیشکابوسهای مستقر در آیینهی دستشویی... گیج و کلافهام، صبحها با کابوسهایی بیدار میشم که کل روزم رو تحت تاثیر قرار میده؛ ساعتها طول میکشه تا بتونم از تخت بیام بیرون و بتونم یه کاری کنم. فکرها همینطوری توی سرم روی دور تند میچرخن، پشت هم، یه جوری که انگار توی یه مسابقهی دو شرکت کرده باشن از هم سبقت میگیرن.خودم رو از همه چیز دور کردم، از آدما، اخبار، تویی...