ویرگول
ورودثبت نام
پری قصه ها
پری قصه هانوجوانی در سن رشد و نابودی
پری قصه ها
پری قصه ها
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

نمی شد یک کوالا باشم؟؟

عکس از حیوانی که از من زندگی بهتری دارد
عکس از حیوانی که از من زندگی بهتری دارد

داشتم در فضای مجازی فارسی می گشتم (ظاهرا برای بیست و دو بهمن اینترنت ها را قطع کرده اند زیرا هیچ فیلتر شکنی وصل نمی شد) و اولین عکسی که دیدم این بود.

برام خیلی جالب بود وقتی دیدمش. یجورایی قلبم گرفت، دلم سوخت. با خودم گفتم، ای حیوون لعنتی! بعد تو دلم یکم فحش هم بهش دادم. بعد به این نتیجه رسیدم که واقعا به خاطر این بی نتی عقلم رو از دست دادم، و فکر کنم واقعا دادم؛ آخه کدوم آدم عاقلی میشینه به عکس یه کوالا در حال لیس زدن بستنی انبه فحش میده؟

ولی واقعا فکر و حالم بخاطرش بهم ریخت چون با یه نگاه بهش دلم خواست تمام سختی هایی که روی دوشم سنگینی می کردند رو بریزم پایین و بگم گور باباش. اگه من این کوالا بودم چی؟ اگه من یه حیوان ناناز بودم که مردم بهش زل می زدن و غذا می دادن چی؟

دیگه حرفی از پرسش مطالعات نبود. دیگه درامای سر کلاس وجود نداشت. دیگه نبود اینترنت و دلتنگی برای دوست های آنلاینم وجود نداشت. فقط یه کوالا بودم و بس.

شما چی؟ میخواید کوالا باشید؟

خستگیاینترنتدلنوشتهزندگیروزمره
۴
۱
پری قصه ها
پری قصه ها
نوجوانی در سن رشد و نابودی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید