
اون مدلی که منابع انسانی سازمان نقشهای اعضای یک شرکت رو تعریف میکنه خیلی مهمه. چون وقتی به سمت کاغذبازی و جزئینگری افراطی بره، از اصل ماجرا دور میشه و معمولا هیچکس جدی نمیگیره. در حالیکه اگر درست اجرا بشه، شفافیت نقشها تبدیل میشه به یکی از ابزارهای کلیدی رشد سازمان. تجربه من میگه وقتی نقشها درست تقسیم بشن، ۳ اتفاق مهم میافته:
1️⃣ تمرکز و سرعت تصمیمگیری بالاتر
با تعریف دقیق اینکه «چه کسی چه تصمیمی رو نهایی میکنه» یا اصطلاحا «کی اونر کار هست» سرعت چرخه تصمیمگیری به شدت بالا میره.
دقت کنیم که هیچ استراتژی پیچیدهای در کار نیست و فقط مشخص میشه کِی باید بحث متوقف بشه و چه کسی باید نقطه پایان رو بذاره!
2️⃣ اعتماد و احترام به تخصص افراد
وقتی هرکس بدونه ازش چی انتظار میره، دیگه وقت و انرژیش رو صرف اثبات خودش به بقیه نمیکنه.
در واقع در تیم افراد بهجای رقابت خاموش با هم، شروع میکنند به کمککردن به هم. چون میدونن جایگاه خودشون امنه.
3️⃣ ساختار در خدمت استراتژی
یکی از مشکلاتی که این عدم شفافیت به سازمان تحمیل میکنه این هست که ساختار سازمانی عملا جلوی استراتژی رو سد میکنه.
اما وقتی اختیارات و مسئولیتها شفاف باشند، همون ساختار تبدیل به ابزاری برای سرعتدادن به اجرا میشه.
📌 تقسیم و شفافسازی نقشها اون عصای موسیای هست که یه مدیر منابع انسانی میتونه رو کنه تا حرکت تیم روی «ریل» انجام بشه و تیم بهجای درجا زدن روی اختلافات، مستقیم و متمرکز به سمت هدف حرکت کنه.