
اوایل ورودم به یکی از سازمانها، هر بار که مشتری میاومد، یکی از همکارها در لحظه میگفت: «فلان مشتری اومده، بیاید بریم جلسه!» اولش فکر کردم موردی استثناست، چیزی نگفتم. اما بعد از مدتی فهمیدم که این روال عادی برگزاری جلسات با مشتری هست.
همهچی از یک عادت بد شروع میشه: «بی نظمی، بیبرنامگی.»
✔️ صورت جلسه مشخص قبل از جلسه
✔️ آشنایی با پروفایل مشتری
✔️ آمادهسازی مطالب و نمونهکارها
✔️ تعیین اهداف و انتظارات جلسه
✔️ زمانبندی مناسب و احترام به وقت
✔️ محاسبه هزینهفایده قبل از پذیرش پروژه
✔️ و حتی اینکه وقتی میبینی روال غلطه، سکوت نکنی
همه اینا جزو کارهاییه که ممکنه کوچیک به نظر برسه ولی در عمل یا فرهنگ سازمان رو میسازه یا تخریبش میکنه. مخصوصا در فعالیت های بازاریابی، ما به خاطر ماهیت کارها مجبوریم سریع، منعطف و دقیق باشیم. به خاطر همین تا وقتی نظم باشه میتونیم سازمانی کار کنیم. در نبود نظم ما نهایتا یک گروهیم و هیئتی کار میکنیم.
فرهنگ سازمان با همین خرده رفتارهای روزمره شکل میگیره.