بازی روانی با کارمندها برای تضعیف اعتمادبهنفسشونه، یکی از پنهانترین و در عین حال خطرناکترین رفتارهایی که توی سازمانها دیده میشه. این کار متاسفانه از راه تحریف واقعیت انجام میشه و کارمندی که شخصیتش تخریب شده نمیتونه جلوی دروغهایی که به خوردش میدن وایسه و اندک انگیزههای کاریش رو هم از دست میده.
چندتا نمونه از جملههای گوشآشنا رو در ادامه آوردم که با روح و روان یه آدم در محیط کار بازی میکنه. ترجمه واقعی و بدون دستکاریشون رو هم گذاشتم که راه رو گم نکنیم!

چرا نمیتونی با تغییرات کنار بیای؟ باید چابک تر باشی!
اگر درست مدیریت میکردی، این تغییرها مشکل ساز نمیشد.
مگه وظیفه تو نیست مه هر چیزی رو سریع جمع کنی؟
اما مشکل اصلی تغییر مداوم اولویته و کسی نباید سرزنش بشه
من مسیر رو گفته بودم، شماها درست انجام ندادید.
اگر حواستون رو جمع میکردید، اینجوری نمیشد.
من همه چیر رو فراهم کردم، نتیجه نگرفتید چون کوتاهی کردید.
در حالی که مدیر هم باید اشتباهاتش رو قبول کنه و گردن تیم نندازه
این چیزا ارزش ناراحتی نداره، بزرگش نکن.
همه همین شرایط رو دارن، فقط تو این قدر سخت میگیری.
داری زیاد شخصی برداشت میکنی.
این فقط توی ذهن خودته، واقعیت نداره.
اما احساسات تیم باید شنیده بشه و معتبر باشه.
فعلا همه باید پای کار باشن تا مشخص کنیم چه کسی مسئول اصلیه.
اینجا همه باید همه کاره باشن. تخصص معنی نداره!
مهم اینه که کار جلو بره، حالا فرقی نمیکنه چه کسی انجام بده.
مسئولیت تیمیه، فردی وجود نداره.
در حالی که اینکار یعنی ایجاد ابهام عمدی در نقش ها
چندتا پیشنهاد میگم که به کمکش میشه ترمز رو کشید و نذاشت شرکت ته دره بیاعتمادی بره:
1️⃣ شفافیت در نقشها و انتظارات
وقتی دقیقاً معلوم باشه چه کسی مسئول چه چیزیه، فضا برای دستکاری واقعیت کمتر میشه.
2️⃣ پذیرش خطا در سطح رهبری
اولین قدم اصلاح، پذیرفتن اشتباهاته. مدیرایی که از خطا فرار میکنن، فضا رو برای ایجاد این برساختهای جعلی آماده میکنن.
3️⃣ ایجاد کانالهای امن بازخورد
کارکنان باید جایی برای بیان بدون ترس دغدغههاشون داشته باشن و از برچسب خوردن یا اینکه سرشون تلافی بشه نترسن.
4️⃣ آموزش مدیران درباره مرز بین نقد و بیاعتبارسازی
مدیریت سالم یعنی نقد عملکرد، نه تخریب شخصیت و اعتمادبهنفس یا انکار احساسات.