
به این چالشها دقت کنید:
🚫 جلسههای بیپایان و بینتیجه
🚫 کشمکشهای درونتیمی
🚫 تمرکز قدرت روی چند نفر خاص
من توی پروژههای مختلف بارها دیدم سازمانها به خاطر ابهام در نقشهای اعضا دچار این بیماریها شدن. درحالی که خیلی وقتها برای توجیه دلایل شکستشون گفتن:
«ما به خاطر بیانگیزگی اعضامون شکست خوردیم!»
نظر من اینه که این یه جور آدرس غلط دادنه چون سازمانها معمولا به خاطر کمبود استعداد یا انگیزه شکست نمیخورن ولی خیلی وقتها به خاطر طراحی مبهم و نقشهای نامشخص عقب میمونن.
به نظرم شفافیت نقشها هم عقبموندگیهای شرکت رو میتونه جبران کنه و هم مثل یه واکسن جلوی بیماریهای سازمانی رو بگیره!