
خیلی وقتها در جلسات یا پروژهها میبینم که از کارشناس تازه وارد تا مدیر فلان واحد و… همه درباره یک کمپین، استراتژی محتوا، رنگ CTA یا حتی بودجه تبلیغات نظر میدن. انگار که همه عضو تیم مارکتینگ هستن!
از سمت دیگه نیروی مارکتینگ هم بعضا انتظار داره توی تصمیمگیریهای کلان سازمانی نظر بده یا دخیل باشه. البته میفهمم که این کار از سر غرور یا جاهطلبی نیست (و عمدتا به دلیل مسئولیتپذیری و دغدغهمندی هست). دلیل اصلی این مشکلات بخاطر این هست که مرز مسئولیتها درست تعریف نشده. مسائل این چنینی درد سازمانهاییه که:
شرح شغلهاشون خاک خورده و آپدیت نیست.
ساختار تیمیشون شفاف نیست.
و برای تصمیمسازی، اختیارات و مسئولیتها مشخص نشده.(Authority and Responsibility)
وقتی نقشها، محدوده اثرگذاری و اختیارات آدمها معلوم نباشه، طبیعیه که هرکی خودش رو مجاز بدونه تو همهچی دخالت کنه. چون نمیدونه کجاست و قراره کجا باشه. چندتا راهکار میتونه به مدیریت بهتر نظرها و ایجاد احساس مشارکت در عین حفظ مسئولیتها کمک کنه:
اول و مهمتر از همه: ساختن فرهنگی که در اون اعتماد به تخصص وجود داشته باشه.
تعریف دقیق نقش و مسئولیت برای هر موقعیت شغلی (و بهروزرسانی مداوم)
آموزش سازمانی برای تفکیک تصمیمسازی از اجرا
شفافسازی ساختار اختیارات و مسئولیتها(چه کسی درباره چه چیزی تصمیم میگیرد و در قبالش پاسخگو خواهد بود؟)
وقتی این پیریزیها در یه سازمانی انجام نشه، نتیجه میشه یه سازمان پر از نظر و خالی از حرکت. این سازمان نه تنها تبدیل به یک ماشین تولید تعارض میشه که در مسیر تولید ارزشش هم لاک پشتی حرکت میکنه.