ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

فراموشی پشت سرمان

ترس هایم را هم گم کرده‌ام. حتی ترس‌هایم واضح نیستند؛ انگار چیزی در این خاطر نمانده است. می‌دانی، وقتی خاطرات آدم گم می‌شود، کم‌کم خلقیاتش هم برای خودش گنگ می‌شود.

خاطره‌ها، تصویری بدون برفک از تلویزیون زندگی ما نشان می‌دهند. آنچه در گذشته‌ی ما بوده، چراغ امروز است و حال‌وهوای امروز، خاطرات زندگی ما در فرداست؛ اما حالا دقیقاً ارتباطم با گذشته انگار قطع شده است.

خیلی سعی کردم با مرور تقویم سال‌ها، خاطره‌ای پیدا کنم تا از آن بساط نوشته‌ای فراهم سازم؛ ولی نه، چیزی به یادم نیامد. شاید گذشت زمان ذهنم را ضعیف کرده باشد؛ چون من روزگاری اتفاقات را با شرح بالا و پایینش به یاد می‌آوردم، اما حالا نه. هیچ‌کدام از رویدادها به‌صورت روزبه‌روز برایم حاضر نیستند؛ فقط سیری سلسله‌وار از زندگی‌ام باقی مانده است.

خیلی ناراحت شدم؛ ولی شاید هم سختی روزگار و دشواری زندگیِ بی‌قرار، مرا فراموش‌کار کرده است.

صادقانه بگویم، خیلی چیزها را فراموش کرده‌ام و خیلی چیزها روی کاغذ آوردنی نیستند؛ چون کاغذ حریمی مشخص می‌کند که نمی‌توان به‌راحتی از آن عبور کرد.

با این همه، این اعتراف به عجز از به‌یادآوری، از خودِ به‌یادآوردن زیباتر بود.

پ ن ۱:وقتی مشغول نوشتن این چند خط ناقابل بودم شنونده ی داستان صوتی آینه ((دولت آبادی )) هم بودم نمی دانم ارتباطی داشت ولی شاید هم تصادفی بود.

پ ن ۲:چند روز پیش کتاب حدف افکار واحساسات سمی با خاطره نویسی از دکتر علی شمیسا را خواندم سعی کردم خاطره نویسی انجام بدهم ولی چیز خاصی به ذهنم نیامد.

زندگیخاطراتکاغذ
۳۴
۱۶
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید