VANDA·۱ روز پیشسوالآیا سوزاندن شعرهایم بدان معنا نیست که خانهای را که در آن زندگی میکنم به آتش بکشم در حالیکه در آن هستم؟ خواب از چشمانم کوچ کرده است. کدام…
محمدرضا·۲ روز پیشفریاد روی کاغذ«سلام، صبح بخیر. امیدوارم حال و روز خوبی داشته باشی.نمیدانم کی این نامه را میخوانی؛ من آن را در حالی برایت مینویسم که در تاکسی نشستهام…
Gin·۷ روز پیش《مفلوک فلکآفرین》درود، امیدوارم از این متن لذت ببرید و دچار گیجی نشید، این متن پاک شده... حالا با متنی واضح تر نشون میدم، من پذیرای هر انچه، نقد، تحلیل و ن…
کبری عاشقی 🌸·۱۱ روز پیشجایی که نامهها هیچوقت به مقصد نمیرسندسامان هر عصر درست ساعت شش به ایستگاه قدیمی قطار میرفت؛ همانجایی که سالها پیش، آخرین بار دستهای النـا را رها کرده بود. قطار آن روز آمد، ب…
حسن اسکندرزاده·۱۲ روز پیشخبردارکافی میکس را باز کرد و در فنجان ریخت. بخار فنجان تا چشمانش میرسید. شکل قلب در آن نمایان بود با دیدنش لپهایش مشخص شد .آن را هم زد. استکان…
*Sogand*·۱۷ روز پیشقصه ی ماهدرحالی که به نقطه ای نامعلوم از زمین خیره شده بود، خود را روی تاب سفید دونفره در حیاط، با پایش به عقب و جلو هلدمیداد. افکارش پریشان و آشفته…
Mohadeseh Khalilian·۲۰ روز پیشسوختم، خاکسترم را دیدی؟؟کاغذ:هی، آروم بیا جلو. میشناسمت... همیشه اول گرم و مهربونی، بعدش یههو کاری میکنی که ازم فقط خاطره بمونه.آتش:اِی بابا، چرا اینجوری میگی…
عسل افتخاری·۲۱ روز پیشاگر کاغذ بودماگر کاغذ بودم قطعا از خطی خطی های رنگارنگ شادمانه ی کودکان روی تنم لذت می بردموقتی نوک مدادشان بخاطر فشاری که به من می آوردند می شکست برایش…
آبی·۱ ماه پیشاَفکارِآبیحرفام زیاد بود، حوصلم کم. دنیا بزرگ بودُ من کوچیک.ذهنم انقدر پُرِ که رو کاغذ نمیاد؛ شایدنباید فکر کنم...میتونم ساعت ها به کاغذِ سفید نگاه ک…
فائزه محمدی·۳ ماه پیشکاغذ و قلم های خستهکم آوردن قلم دربرابر درد های انسان هاموضعی که ما هیچوقت نفهمیدیم ...نفهمیدیم چرا کیفیت مداد ها اومد پایین کیفیت خودکار ها اومد پایین نفهمید…