تنها چیزی که الان باعث شده من این پست رو بنویسم اینه که خودکار جدید خریدم و نوشتن با خودکار جدید اصلاً یه حال و هوای دیگهای داره و خیلی برام لذت بخشه
امروز جمعه بود و من هم مثل همه آدمهای عادی به همون شکلی که نباید (چون کنکور دارم) استراحت کردم و فقط چند ساعت درس خوندم
از ساعت ۱۲ ظهر شروع کردم از تا ساعت ۵ عصرم به درس خوندن ادامه دادم بعدشم برگشتم خونه و کمی گرفتم خوابیدم و بعدشم که از خواب بلند شدم خواستم شروع کنم به درس خوندن که مهمانی دعوت شدم وسر روحیه داغونی که داشتم گفتم برام بد نیست هرچند که مهمونی خانوادگی بودش و رفتم
هیچ کدوم از مهمانها را نمیشناختم به جز خاله ی پدرم و عمه مادرم (مشترکه یه نفره) و بیشتر وقتم با پسر عمم که از بچگی با هم دوست بودیم و هیچ وقتم رابطمون بد نبوده گذشت
وسط مهمونی رفتیم بیرون و عطر خرید و منم همین خودکار ارزان قیمت دستم رو خریدم و بعدشم که برگشتیم وقت پا یه کالاف دیوتی موبایل و فری فایر گذشت و همین
ساعت ده و نیم هم اسنپ گرفتم و برگشتم
ورژن دست نویس پست