
برای کسانی که اجازه ندادند بیماری ها و درد ها هویت آنها را تعریف کند
کسانی که همچنان ایستادند ، ادامه دادند ، موفق شدند و نامشان را به عنوان نمادی از قدرت بر لوحه بشریت حک نمودند .
اینگونه افراد به یقین جامع اضدادند زیرا که اقتدار و دردمندی را در یک جا جمع کردند .
به مانند آن اسبی که با پای مجروح بر هم قطاران خویش پیشی می گیرد .
آنها با درد خو گرفته اند همانطوری که دیگران با خوشی ها !
کسانی که انگار به زمین و زمان دهن کجی کرده اند و علارغم تلاش سرنوشت برای زمین گیر کردنشان هنوز زنده اند ، نه فقط زنده ماندن صرف بلکه آن ها به دفعات قدرت و سلطه خویش را گوشزد کرده اند و اجازه نداده اند کسی قلمرو انها را زیر پا بگذارد .
درد و نقص هایی که بر جسم ما عارض می گردد هرگز نمی تواند بر شرافت و اقتدار یک قهرمان غلبه کند .
و آن چشم ها حتی آنگاه که فرشته مرگ را می بینند هم چنان با نفوذ و مهیب باقی خواهند ماند و اگر جرات این را داشته باشید که به درون انها خیره شوید خدای جنگ را خواهید دید که در آتش فتح سرزمین های جدید می سوزد در حالی که به برتری خویش ایمان دارد !
همچون ققنوسی که از خاکستر خویش بر می خیزد از دل هر چالشی دوباره زاده می شوند و فقط اراده خداوند است که می تواند اینان را از حرکت باز دارد .
اینان تندیس های مرمرین زنده ان !
همانگونه استوار ، جاودان و تحسین برانگیز .
استقامت آنان در برابر ناملایمات دست تقدیر را در نوشتن خسته کرده است و مقاومتشان در راه شیاطین را به ستوه آورده است .
من از روی تجربه و آنچه خودم به چشم دیده ام این را به شما می گویم :
با همین سرعتی که شما می دوید یک نفر دیگر با پای مصنوعی ، پا به پایتان می دود و شما از درد او بی خبرید .
این یک تحسین بود برای این قهرمانان و یک تلنگر برای ما :
آیا این نهایت توان تو است ؟
یا بیشتر از این هم می توانی ! ...
مرد ان است که در کشاکش دهر
سنگ زیرین آسیا باشد !