
بزار بخونم
نغمه های گره شده توی سینه ام ،
می ترسم از قاتلی که توی آیینه می بینم
هر روز هر شب
اونی که همیشه می خونه از غم
پشت درای بسته خونم
می لرزه دیوارای وجودم
می ترسم عوض شم
بشم فراموش
یه آدم دیگه
یه فضای خاموش
توی شبای تیره
فرشته ی هبوط
یه سقوط
به عمق تاریکی وجود
دسیسه زندگی حسود
یاقوت همیشه کبود
می زنم پر تا که آخر ببینم من تو رو بار دیگر
واسه اون روز می زنه تند قلب شکسته توی سینه ام
بیا ثابت کن بهم
که نزدیکه بهشت
ما آزادیم همه
که دروغه سرنوشت
سکوت و بشکن با یه بشکن
عوض کن حال منو
دنیا مو زیر و رو کن دوباره بو کن
عطری که واست خریدمو
ولی من میرم پایین
وقتی نمی تونم پرواز کنم
این دنیا ماله ما نیست
بزار عقده هامو فریاد کنم
از من چی می مونه به جز فریاد
می سوزم و خاکسترم می ره بر باد
هیچکس نمی کنه از من یادی
روزی که روحم از هم پاشید
جا نبود واسه ما روی این زمین
بازنده بودیم تو این بازی کثیف
کالبد سالم ولی ارواح مریض
برنده اونیه که از خواب پرید
می زنم پر تا که آخر ببینم من تو رو بار دیگر
واسه اون روز می زنه تند قلب شکسته توی سینه ام
بیا ثابت کن بهم
که نزدیکه بهشت
ما آزادیم همه
که دروغه سرنوشت
(یه ترانه ناپخته از عف ای )