ویرگول
ورودثبت نام
Void viper
Void vipertelegram)@Dravaizarduy) https://eitaa.com/sarmawarior imaniabo821@gmail.com
Void viper
Void viper
خواندن ۱ دقیقه·۲۰ ساعت پیش

ای تو که نیستی ...

در خیالم هر شب

دستان مرمرینت می فشردم

برای دیدن روی چو ماهت

روز های زندگی را می شمردم

آیا می رسد ان روز ؟

کز دیدن روی تو دلم سیر شود ؟

ترسم این است که صد حیف

این عمر نحیف بگذرد و دیر شود ؟

گرچه معشوقی نباشد در میان

شعر های دفترم را بی تو معنا می کنم

سعی دارم که بر آتش نجوشد این دل

لیک من را این قلم آخر رسوا می کند

گرچه بار ها بر دیده خود سنگ زدم

از دل نرود خاطر این چشمه جوشان

چون عقل پریشان شد و منطق چو بلرزید

چون شود پنهان ز تو این دیده لرزان

این بهاران نیز تنهایی گذشت

شب های تار بی تابی گذشت

گرچه کوتاه است و با سرعت گذر خواهد کرد

لیک ای کاش که با آن یار جانی می گذشت

سهم ما از عشق خیالی بیش نیست

این رویا فکر خامی بیش نیست

کاش شاعر پای حرف خویش بود

آنچه گفتم شرح حالی بیش نیست

دلنوشتهشعرداستان
۱
۰
Void viper
Void viper
telegram)@Dravaizarduy) https://eitaa.com/sarmawarior imaniabo821@gmail.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید