ویرگول
ورودثبت نام
حسام بصیرزاد
حسام بصیرزادخلاقیت محصول همین “آخه کی این کارو میکنه؟!” هاست. hesam.one
حسام بصیرزاد
حسام بصیرزاد
خواندن ۲ دقیقه·۹ روز پیش

افسوس بخورید و دریغ کنید

هر حسرتی بود خوردیم و شکم‌هایمان بزرگ‌تر شد. تا جایی که حسرت‌ها کم شدند و گران؛ قانون عرضه و تقاضا یا همچین چیزهایی. کنترل بازار در این شرایط سخت است. پس گران‌تر کنید. کاری کنید کسی نتواند حسرت بخورد. و من گوشه‌ای، با انباری پر از افسوس، بازار آینده را پیش‌بینی میکردم. این کالا انگاریِ بیهوده، سود بزرگی در پی خواهد داشت. بیایید افسوس بفروشیم به خلق‌الله. حالا وقت آن است که مهمانی‌هایمان را با سرو افسوس مزین کنیم؛ با ژله آلبالویی. افسوس بخورید عزیزانم. جام‌هایتان را بالا بگیرید و به سلامتی خودمان بنوشید و به حال خودمان افسوس بخورید. بخورید که زیاد است. با طعم‌های مختلف. برای آزادی، بسته‌بندیِ آبی با طرح یک کبوتر مدنظرم است؛ اگر ته‌مزه‌ی زیتون هم داشته باشد عالی‌ست. برای آرزو ها یک بسته‌بندی تماما مشکی، با ردی از طلایی میتواند خوب باشد. افسوس بخورید که قرار است سود کنیم. افسوس، و برای هضم بهتر، روی آن کوکاکولا تولید ورامین بخورید. این مهم است. محصول بعدیمان از پس‌ماندهای تماما انسانی قرار است تولید شود.

از دل‌دردش متعجب نشوید. مفید است. نوش جانتان. کارگر سراغ ندارید؟ شرح شغلی:  "بخور و بخواب". افسوس بخورید و دریغ کنید و فضولاتتان را به من بدهید. این را در بازار غیر رسمی میفروشیم. در پارک‌ها. سنتی‌ست. قبل‌ترها از همین فضولات برای درمان استفاده میکردند. همه هم اعتیاد داشتند. اسم علمی‌اش امید است. اما برای بازار مناسب نیست. اسمش را میگذاریم "آینده‌ی خوب". در پک‌های سه گرمی و پنج گرمی بگذارید و توزیع کنید در پارک‌ها. از پایین‌شهر شروع کنید برای تست بازار. بگویید کاسبان خاطرنشان کنند خلوصش صد در صد است. یا از همین حرف‌هایی که میزنند. پس چه شد؟ ما این بالا مینشینیم، افسوسمان را میخوریم با کوکولا تولید ورامین. پس‌ماندهایمان را پک میکنیم و به اسم "آینده خوب" توزیع میکنیم در محله‌هایی که نیاز دارند. همه موافقند؟

اینطور نگاهم نکنید جناب. من روزی حسرت همه این‌ها را میخوردم. هوش لازم است برای این بازار. شاید هم تجربه لازم باشد. نمیدانم. من فقط دیدم ما حسرت میخوریم و کسانی با کت و شلوار افسوس میخورند. حدس زدم تعدادشان بیشتر شود. یا حداقل تعداد کسانی که دوست دارند با کت و شلوار افسوس بخورند. من هم گاهی میخوردم. اما خوب نبود. حداقل به خوبی بالانشین‌ها نبود. کت و شلوار هم نداشتم؛ باورتان میشود؟ میشود از این تریبون استفاده کنم و محصول بعدی‌مان را معرفی کنم؟ اسمش شکست است. یک بار بخورید عاشقی یادتان میرود. میخواهید امتحان کنید؟ این را هم با قیمتی اقتصادی روانه بازار کرده‌ایم تا همه بتوانند استفاده کنند. بعد از آن هم برنامه داریم. زیاده‌گویی نکنم. فقط همین که حس و حال سرخوردگی میدهد. میتوانید حدس بزنید؟ یک راهنمایی میکنم: مردان احتمالا بیشتر دوستش خواهند داشت. هه هه هه. اسمش تلاش است، همراه با ویاگرا.

حسرتزندگیروزمرگیآزادیهنر
۲۰
۰
حسام بصیرزاد
حسام بصیرزاد
خلاقیت محصول همین “آخه کی این کارو میکنه؟!” هاست. hesam.one
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید