
یهبار توی یکی از جلساتم با مدیر یه شرکت پخش، حس کردم هیچکس بهش اعتماد نداره.
هر بار یکی از نیروها حرف میزد، سریع وسط حرفش میپرید. هر گزارش رو خودش دوباره چک میکرد. هر تصمیمی رو خودش نهایی میکرد.
و جالبه… هر چی بیشتر کنترل میکرد، کمتر بهش اعتماد میکردن.
اعتماد یه قرارداد نیست که امضا کنی و تموم بشه؛
یه «احساس مشترکه» که لحظهبهلحظه باید ساخته بشه.
و هر جا اعتماد از بین بره، رابطه هم فقط ظاهراً ادامه پیدا میکنه، اما از درون تموم شده.
💔 اشتباههای رایج ما در ساختن اعتماد
خیلی وقتها فکر میکنیم با حرفهای قشنگ، اعتماد میسازیم.
قول میدیم، وعده میدیم، انگیزه میدیم…
اما بعد از چند بار خلف وعده، حتی اگه نیتمون خوب باشه، ذهن طرف مقابل میگه:
«باور نکن، تجربش رو قبلا داری!»
گاهی هم میترسیم صداقت خرج کنیم.
میگیم: «اگه حقیقت رو بگم، ناراحت میشه».
اما نمیدونیم سکوت ما، بیشتر از گفتن واقعیت، اعتماد رو میکشه.
اعتماد با حرفهای زیاد ساخته نمیشه.
با رفتارهای کوچک اما مداوم ساخته میشه.
اون لحظهای که سر قولت موندی، حتی وقتی کسی نگاه نمیکرد… اونجاست که اعتماد شکل میگیره.
اعتماد، حاصل سه ستون ساده اما عمیقه:
صداقت رفتاری (Integrity)
یعنی حرف و عملت یکی باشه، حتی وقتی هیچکس مجبورت نمیکنه.
وقتی نیروهات ببینن تصمیمهات با منافع شخصی قاطی نمیشن، ناخودآگاه توی دلشون جا باز میکنی.
قابلیت اتکا (Reliability)
اعتماد یعنی «میتونم روی تو حساب کنم».
نه اینکه کامل باشی، بلکه پیشبینیپذیر باشی.
بدترین آدمها اونهاییان که هر روز ی مدل رفتار می کنند!
خیرخواهی (Benevolence)
وقتی طرف مقابل حس کنه نفعش برای تو مهمه، حتی اگه اشتباه کنی، بهت فرصت میده.
اما وقتی حس کنه داری فقط ازش استفاده میکنی، بهترین عملکردت هم بیارزش میشه.
در کوچینگ، ما جواب نمیدیم؛ فضا میسازیم تا مراجع خودش جواب رو پیدا کنه.
اما اون فضا فقط وقتی زندهست که اعتماد بین کوچ و مراجع جریان داره.
اعتماد یعنی بتونه بدون قضاوت حرف بزنه، اشتباه کنه، فکر کنه و رشد کنه.
بههمینخاطر، اعتماد در کوچینگ یه مهارت نیست؛ یه حضور ذهنیه.
باید توی گفتار، نگاه، و حتی سکوت کوچ هم حس بشه.
اعتماد مثل هواست.
وقتی هست، کسی بهش فکر نمیکنه.
اما وقتی نباشه، همهچیز خفه میشه؛ رابطه، همکاری، تیم، حتی رشد.
شاید اعتماد از نظر بعضیا یه استراتژی باشه،
ولی برای من یه انتخابه؛
انتخابِ اینکه قبل از اینکه بخوام شنیده بشم، خودم شنونده باشم.
👇 اگر دوست داری روابط کاری و تیمیات روی پایهی اعتماد واقعی ساخته بشه — نه کنترل و ترس —
یه گفتوگوی کوچینگی با من میتونه نقطهی شروع باشه.
میلاد جلالوند