ویرگول
ورودثبت نام
جواد محمودی
جواد محمودیدانشجوی ارشد روانشناسی شناختی هستم و ذهن کنجکاوی دارم، نوشتن و تولید محتوا را دوست دارم و پادکست زیاد گوش میدم، همین!
جواد محمودی
جواد محمودی
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ ساعت پیش

خدا فقط از پرهیزگاران قبول میکند!

تا دل به مهرت داده‌ام

در بحرِ فکر افتاده‌ام

چون در نماز اِستاده‌ام

گویی به محراب اندری

امروز این ابیات از سعدی روی لبم جاری بود...‌ و واقعا هم در زندگی من همینگونه است...نهمین که به نماز می‌ایستم، فکرها به سرم هجوم می‌آورند...

راستش هرچقدر سنم بالاتر میرود، بیشتر به مادرم شباهت پیدا میکنم...

مادرم زنی خیراندیش و خوش سینت است... بدسگالی و بد اندیشی، هیچ در مادرم راه ندارد...

من هم همانقدر ساده و با دیانت هستم... گاهی هم اذیت میشوم... گاهی هم ضرر میکنم... اما نمی‌توانم که بدسگالی و بدطینتی و بد ذاتی را سرلوحه قرار دهم...

راستش را بخواهید، الان که دارم این مطالب را می‌نویسم، حس میکنم که از طریق تواضع خارج شده‌ام...

همین مقدار کافیست و موضوع دیگری را شروع میکنم...

مربع:

احسان زنگ زد، گفت میای برای سکرت هیتلر؟ گفتم خبر می‌دهم... به سعید زنگ زدم و سعید خواب بود... خودش دو سه ساعت دیگر زنگ زد و گفت که آنها که باید بیایند، نمی آیند...

گفتم چرا؟

گفت که ظاهراً فردا امتحان دارند و نمی آیند...

گفتم اشکالی ندارد... راستش امروز سر کار، روز عجیبی بود... آقای داوودی همکارم سنگ کلیه پیدا کرده بود و او را به بیمارستان بردم... یک و نیم ساعت در کنارش بودم تا دکتر دو نوبت به او مورفین تزریق کرد و بعد برگشتیم سرکار و او را هم گفتم که خانه برود...

شب آخر وقت هم خانم یوسفی اکسل را به اشتباه پاک کرد و باز تا حوالی ۲۲:۳۰ درگیر آن بودیم...

الان ساعت ۲۳:۲۲ است که این پست ویرگولی را منتشر میکنم...

انما یتقبل الله من المتقین

نمازمادرسلامتیتقوا
۵
۰
جواد محمودی
جواد محمودی
دانشجوی ارشد روانشناسی شناختی هستم و ذهن کنجکاوی دارم، نوشتن و تولید محتوا را دوست دارم و پادکست زیاد گوش میدم، همین!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید